گروهی از دانشمندان به عمق سیصد متری آب ها می روند و در پایگاه تحقیقات زیست محیطی، اقامتگاهی برپا می کنند و پس از پوشیدن لباس های مخصوص وارد یک سفینه می شوند و در آن جا شواهدی می یابند دال بر این که این سفینه ی امریکایی مربوط به آینده است...
زن و شوهری جوان دو فرزند خود را در حادثهای از دست میدهند. زن دیگر تحمل ندارد، اما شوهرش به او کمک میکند و شوق زندگی را به وی بازمیگرداند. م مدتی بعد مرد در حادثهای کشته میشود و به بهشت میرود. زن که این بار یار و یاوری ندارد، خودکشی میکند و مرد سفری از بهشت به دوزخ را برای یافتن ه همسرش آغاز میکند...
«مارشال سام جرارد» (لی جونز) مأمور می شود تبهکاری خطرناک را با هواپیما به زندانی در میزوری ببرد. «مارک شریدان» (اسنایپس) که متهم به قتل دو مأمور فدرال است، اما ادعا می کند بی گناه است، نیز هم سفر آن دو است. هواپیما دچار سانحه می شود و «شریدان» پس از کمک به نجات چند مسافر، فرار می کند به «جرارد» ابلاغ می کنند که باید هر چه زودتر «شریدان» را دستگیر کند.
بلوبری، فلوریدا. «سام لومباردو» (دیلن)، معلم دبیرستان، متهم شده که شاگردش، «کلی» (ریچاردز) – دختر «ساندارا وان رایان» (راسل)، یکی از چهره های معتبر شهر – را مورد اذیت و آزار قرار داده است. دو کارآگاه به نام های «ری دوکت» (بیکن) و «گلوریا پرس» (روبین وگا) درباره ی این ادعا تحقیقاتی را آغاز می کنند ولی «گلوریا» معتقد است که این اتهامات واهی است و برای ضایع کردن «سام» سر هم شده اند...
یک تعمیرکار عجیب و غریب، یک ریموت کنترل مدرن به «دیوید واگنر» (مگوایر) و خواهر دو قلوی او، «جنیفر» (ویدرسپون) می دهد که با استفاده از آن، برادر و خواهر وارد مجموعه ی «پلزنت ویل» می شوند؛ یک مجموعه ی موفق و شاد تلویزیونی دهه ی ۱۹۵۰ که دوباره در دهه ی ۱۹۹۰ از یکی از کانال های کابلی پخش می شود...
در یک دبیرستان، دانش آموزان کم کم به این نتیجه می رسند که معلمانشان موجودات بیگانه ی فضایی هستند که قصد دارند از دانش آموزان بعنوان قربانی استفاده کنند...
دنی رُمن، پلیس ماهر و زبردستی است که تخصصش در مذاکره با بزهکاران و گروگان گیران می باشد. دنی برای اثبات بی گناهی اش، گروهی از مردم را در یک ادااره دولتی گروگان می گیرد. او که خود به تمام فوت و فن چنین مذاکراتی واقف است از پلیس که ساختمان را محاصره کرده است می خواهد که کریس سایبان، یکی از افسران هم رتبه خودش که در بخش دیگری مشغول به کار است را برای مذاکره با او بیاورند...
«مایک مک درمت» (مت دیمون)، دانشجوی رشته ی حقوق، پس از آن که تمام پس اندازش را به صاحب روسی یک قمارخانه به نام «تدی کی جی بی» (مالکوویچ) می بازد، دوباره توجهش را به تحصیل و معشوقه اش، «جو» (مول) معطوف می کند. اما وقتی «ورم» (نورتن)، دوست سابق قمار باز «مایک» از زندان آزاد می شود، «جو» نگران می شود. او حق دارد، زیرا می داند که خیلی زود، «ورم» دوباره «مایک» را به قماربازی خواهد کشاند.