در جنگ جهانی دوم، و در اولین درگیری عظیم نظامی امریکا در جزیره گوادالکانال با ارتش ژاپن، برای پایان بخشیدن به این نبرد ارتش امریکا تصمیم می گیرد با تمام قوا و تجهیزات آخرین مقاومت ژاپنی ها را در هم بشکند. در این بین یک گروه از سربازان به اسم گروه چارلی به رهبری کلنل «گوردون تال» با شجاعت بسیاری مبارزه می کنند.
بر اثر آزمایش های اتمی فرانسوی ها و غرق شدن یک کشتی عظیم ژاپنی در اقیانوس آرام، رد پای موجودی غول آسا در پاناما پدیدار می شود. کمی بعد موجودی غول آسا، «گودزیلا» وارد نیویورک می شود و پس از آن که مورد حمله ی نیروهای ارتش قرار می گیرد و زخمی می شود، «دکتر نیکو» (برادریک) مقداری از خونش را آزمایش می کند و در می یابد تخم ریزی کرده است.
«مانی» (بلایپ تروی) باید صد هزار مارک به شخصی بپردازد؛ اما متأسفانه پول را در مترو جا می گذارد. یک مرد ولگرد (کرول) پول را بر می دارد. «مانی» تنها بیست دقیقه فرصت دارد تا پول را تحویل دهد اگر نه کارش زار خواهد شد. او از سر ناامیدی به محبوبه اش، «لولا» (پوتنته) تلفن می کند؛ اما آیا «لولا» خواهد توانست در عرض بیست دقیقه پول لازم را فراهم کند؟
"جان" صبح در یک هتل ناشناس و عجیب تنها از خواب بر می خیزد. او حافظه اش را از دست داده و پلیس نیز بخاطر یکسری جنایت که او هیچ چیزی در موردشان به یاد نمی آورد، در تعقیب اوست. زمانی که او می کوشد تا گذشته اش را بخاطر آورد وارد یک دنیای زیر زمینی می شود که توسط یکسری موجودات بسیار قدرتمند که به بیگانه مشهور هستند کنترل می شود.
«جوفاکس» (هنکس) و «کاتلین کلی» (رایان) در نزدیکی هم در وست ساید نیویورک زندگی و کار می کنند. این دوکتاب فروشی هایی رقیب، حدودا در مجاورت هم در یک خیابان دارند. اما بدون آن که هم دیگر را دیده باشند، از طریق «چت» «ای میل» مراوده دارند و به یکدیگر علاقه مند شده اند...
«رابرت کلیتن دین» (اسمیت)، پدری مهربان، همسری وفادار و وکیل دادگستری، به فروشگاه می رود تا برای همسرش هدیه ای بخرد. اما نمی داند که در ساک خریدش، نواری ویدئویی انداخته اند که قتل اخیر سناتوری امریکایی را به دست «توماس رنولدز» (وویت)، یکی از مأموران فاسد و رده بالای سازمان امنیت آن کشور، نشان می دهد. دیری نمی گذرد که «رنولدز» به تعقیب «دین» می پردازد تا نوار را به چنگ آورد.
«ویلیام پریش» (هاپکینز) مردی است بسیار ثروتمند و ذی نفوذ که یک امپراتوری چند رسانه ای جهانی را سرپرستی می کند. او یک شب علایم سکته ی قلبی را در خود احساس می کند و مردی اسرارآمیز و بیگانه به نام «جو بلک» (پیت)، که در اصل ملک الموت است، به دیدار او می آید...
یک خبرنگار و دوست روان پریش وکیلش به قصد پوشش خبری یک مسابقه ی ورزشی در لاس و گاس، به غرب سفر می کنند و در آن جا با اتفاقات عجیب و غریبی رو به رو می شوند...