تام مولن مدیر عامل ثروتمند یک شرکت هواپیمایی کوچک است که زندگی اش با دزدیده شدن پسرش توسط تعدادی آدم ربا بهم می ریزد. آدم رباها توسط ایمیل با تام تماس گرفته و تقاضای دو میلیون دلار باج می کنند.
«استیون» (برادریک)، پس از جدایی از «رابین» (مان) احساس غم و تنهایی می کند. او در آپارتمان جدیدش با «چیپ» (کری) که برای نصب تلوزیونی کابلی آمده، آشنا می شود و با این شخصیت سمج و غیر قابل تحمل و دوستی عمیقی به هم می زند..
«هالی پارکر» (لوهان) و «آنی جیمز» (لوهان)، کمی پس از تولد از یک دیگر جدا شده اند و یکی با مادرشان، «الیزابت» (ریچاردسن) زندگی می کند و دیگری با پدرشان«نیک» (کوایید). این دو که برای نخستین بار در یازده سالگی در یک اردوگاه تابستانی با یک دیگر رو به رو شده اند، تصمیم می گیرند جای شان را با هم عوض کنند...
«ماتیلدا وارم وود» (ویلسن) دختر جوان بی نهایت کنجکاو و با هوشی است که با والدین عامی و بی فرهنگ خود (د ویتو و پرلمن) که اصلا به او توجهی ندارند، بسیار تفاوت دارد. او با بالا رفتن سن، به تدریج کشف می کند دارای قدرت حرکت دادن اشیا از دور است و می تواند از این توانایی در راه از بین بردن رنج هایش و کمک به دوستانش استفاده کند...
شهر کوچکی در میسی سیپی. «جیک بریگانس» (مکانگی)، وکیلی تازه کار، دفاع از مردی سیاه پوست به نام «کارل لی هیلی» (جکسن) را به عهده می گیرد. «کارل» دو جوان سفید پوست را به خاطر اذیت و آزار دختر ده ساله اش کشته و این در شرایطی است که کوکلوکس کلان های محلی به رهبری «فردی لی باب» (کیفر ساترلند) محبوبیت دوباره ای پیدا کرده اند.
در خلال جنگ جهانی دوم خلبانی گمنام (رالف فاینز) دچار حادثه میشود و در شمال آفریقا سقوط میکند. او که به سبب زخمهای هولناک و شوک روانی نام خود د و گذشته اش را به یاد نمی آورد، با نام بیمار انگلیسی به نیروهای متفقین در ایتالیا تحویل داده میشود. در آنجا پرستاری به نام «هانا» (ژولیت بینوشش) با اجازه سرپرست بیمارستان او را در صومعه ای در ایالت توسکانی بستری و از او مراقبت میکند...
«مایکل جوردن» (جوردن)، ستاره ی بسکت بال، قهرمانی بازنشسته است که می خواهد توانایی اش را در بیس بال بیازماید، اما در این زمینه اصلا موفق نیست. در همین احوال دارودسته ی شخصیت های کارتونی کمپانی برادران وارنر به سرپرستی «باگزبانی» را مهاجمان فضایی به نام «نردلوک ها» می ربایند. از فیلم «جوردن» تقاضا می شود برای کمک به میدان بیاید.
دکتر «جوآن تورنتن هاردینگ» (هانت) در اوکلاهما با همسر سابقش، «بیل هاردینگ» (پاکستن) برخورد می کند. آنان درباره ی گردبادهای عظیم تحقیق می کنند؛ گردبادهایی که نزدیک بیست سال قبل هنگامی که «جو» پنج ساله بود، پدرش را به کام خود فرو برده بود…
«لورنزو» (پاتریک)، «مایکل» (پیت)، «جان» (الدارد) و «تامی»، چهار دوست نوجوان ساکن محله ی «هلز کیچن» نیویورک که به طور اتفاقی باعث آسیب دیدن یک پیرمرد شده اند، به دارالتأدیب فرستاده می شوند. نگهبانان دارالتأدیب، از جمله «شان نوکز» (بیکن) آنان را مورد ضرب و شتم و آزار و اذیت قرار می دهند. ۱۳ سال بعد آن ها فرصتی پیدا می کنند تا از این نگهبانان انتقام بگیرند...