«ال ماریاچی» نوازنده گیتار دوره گرد وارد شهری میشود. شهری که مملو از خلافکار و آدمکش است. او از گذشته خود فراریست و به دنبال مکانی امن برای زندگیست. در ابتدای ورود به شهر مجبور به درگیری با چند خلافکار و کشتن آنها میشود و این شروع مشکلات بیشتر برای اوست.
«جان اسمیت» که هم راه با انگلیسی ها برای تصرف مناطق بکر به ینگه دنیا آمده، با دختری سرخ پوست به نام «پوکاهونتاس» آشنا می شود. آن دو برخلاف تفاوت های فرهنگ و رسم و رسوم قبیله ای به یک دیگر دل می بندند...
در یکی از محله های فقیر نشین حومه ی پاریس، یک مجتمع مسکونی به محاصره ی پلیس درمی آید. سه جوان ساکن در مجتمع، «سعید» (تاقمائویی)، عرب مهاجر؛ «ون» (کاسل)، یهودی کله شق؛ و «اوبر» (کونده)، افریقایی بوکسور، که به خاطر بی کاری به شغل های پست و سرقت و خرید و فروش مواد مخدر روی آورده اند، با پلیس درگیر می شوند...
زمانی در آینده با آب شدن یخ های قطبی در اثر یک فاجعه ی زیست محیطی و اثرات گل خانه ای، همه ی خشکی ها به زیر آب رفته اند و زندگی نابود شده است. معدود بازماندگان خودشان را با زندگی آبی وفق داده اند و در ایستگاه هایی روی آب زندگی می کنند. از جمله ی آنان، «مارینر» (کاستنر) است که روی قایقی عجیب زندگی می کند و هنوز برخی آثار تمدن گذشته را با خود دارد...
«ایس ونتورا» ( جیم کری ) پس از موفق نشدن در نجات یک راکن، مدتی را در یک معبد میگذراند اما شخصی «بنام فالتون گرینوال» ( یان مکنیس ) به سراغش می آید و با پیشنهاد مبلغ بالایی او را برای پیدا کردن یک خفاش سفید استخدام میکند...
«بتمن» (وال کیلمر) به کمک یک روانشناس (نیکل کیدمن)، و «رابین»، که یک آکروبات سیرک است، به نبرد با «دو چهره» (تامی لی جنز) و «ریدلر» (جیم کری) می رود...
یک ژنرال روس که دست در دست مافیای این کشور دارد، سلاحی سری موسوم به «چشم طلایی» را از سیستم ماهواره ی نظامی روسیه می دزدد. ربایندگان «چشم طلایی» با استفاده از توانایی های این ابزار سعی در گرفتن باجی کلان از جهانیان را دارند، تا این که «جیمز باند» (برازنان) به مصاف شان فرستاده می شود...
فیلم با لحظات فرود آپولو 11 بر ماه آغاز می شد و روایت بر مبنای شخصیت جیم لاول، فضانورد معروف آمریكایی و فرمانده آپولو 13 شكل می گیریرد. داستان ضمن روایت زندگی خانوادگی آنها از یك سو و مشكلات عظیمی كه در راه این ماموریت پشت سر گذاشتند، از سوی دیگر ادامه می یابد.