«ایس ونتورا» (جیم کری) کارآگاه زبردستی است که با پیدا کردن حیوانات گم شده کسب درآمد میکند. دلفینی که برای نمایش در سوپرجام فوتبال آمریکایی آماده شده توسط گروهی دزدیده شده و ونتورا مامور یافتن آن می شود.
سن فرانسیسکو. «لوییس» (پیت)، خون آشام دویست ساله، خاطرات خود را برای خبرنگاری به نام «دانیل مالوی» (اسلیتر) بازگو می کند: این که چگونه در لوییزیانای قرن هجدهم به دست «لستات» (کروز) به خون آشام تبدیل شده...
«نومی مالون» دختری جوان و مرموز، با استعدادی که در رقص دارد، به لاس وگاس می رود تا کارش را بعنوان یک رقاص در هتلی سطح بالا آغاز کند. طولی نمی کشد که او در میان معروف ترین رقاص های لاس وگاس قرار می گیرد…
«گینیویر» (اورموند) برای وحدت قبایل و اقوام پراکنده ی شمالی به ازدواج «آرتورشاه» (کانری) درمی آید. اما خیلی زود او و «لانسلو» (گیر)، ماجراجوی جوان، به یک دیگر دل می بازند...
«سمرین» (کاجول) دختری آرام و سربراه از یک خانواده متعصب هندوستانی مقیم شهر لندن است که علیرغم میل باطنی و بخاطر احترام به پدر و عقاید او قرار است به زودی با پسری مقیم هندوستان ازدواج نماید ...
در مرکز پژوهش برای یافتن حیات در خارج از زمین، «دکتر فیچ» (کینگزلی) ناگزیر است موجودی را که به طور مخفف «سیل» می نامد نابود کند، اما «سیل» می گریزد. جست و جوی «فیچ» برای یافتن او بی نتیجه می ماند. تا این که «سیل» که شبیه دختری چهارده ساله است بر اثر تکثیر، تبدیل به دختری بیست ساله می شود...
«رابرت رت» (استالون)، آدم کش حرفه ای سابقه دار باید یک دیسکت اطلاعاتی را که زنی به نام «الکترا» (مور) ربوده، پیدا کند و او را در صورت لزوم بکشد. اما مزاحمی دیگر روی کامپیوتر او می آید. «میگل بین» (باندراس)، آدم کش جوان و تازه به شهرت رسیده به «رت» اطلاع می دهد که او هم مدعی کار است...