یک دختر ۱۶ ساله که توسط پدرش طوری تربیت شده تا یک قاتل کاملا حرفهای باشد، برای انجام یک ماموریت به اروپا می رود و در این زمان توسط یک مامور دولتی ظالم و افرادشش تعقیب می شود.
میلیونری خبیث معروف به «گلدفینگر» (فروبه)، به همراه گروهی از تبهکاران بین المللی از جمله «پوسی گالور» (بلکمن)، با طرح نقشه ای هوشمندانه قصد سرقت خزانه ی طلای «فورت ناکس» را دارد. اما «جیمز باند» (کانری) موفق می شود نقشه های او را عقیم بگذارد...
« چارلى » ولگرد کوچولو؛ جان میلیونرى ( مایرز ) را که از نوشخوارى سر از پا نمیشناسد نجات میدهد. مرد میلیونر هم سخت به او محبت میکند؛ اما پس از هشیارى، « چارلى » را بجا نمی آورد و از خود میراند. این ماجرا تکرار مىشود و « چارلى » در این بین به دختر گل فروش نابینایى ( چریل ) دل میبندد...
«مایلز» (جیاماتی) معلم و نویسنده ی ناموفقی است که در میان سالی از همسرش جدا شده است. «جک» (چرچ) نیز دوستی صمیمی است که «مایلز» او را از دوران دانشجویی می شناسد. «جک» قرار است هفته ی آینده ازدواج کند و «مایلز» به عنوان هدیه ی ازدواج به او پیشنهاد می کند که یک هفته ای به کالیفرنیا بروند...
«سی.سی. بکستر» یک کارمند ساده است که در شرکت بیمه کار میکند. او برای بهتر شدن شرایط کاری و پیشرفت در آن، آپارتمان خود را در اختیار رؤسای بخشهای مختلف شرکت میگ گذارد تا آنها با معشوقههایشان، ساعاتی را در آنجا مشغول باشند.
هزار سال پس از تحولات عظیمی که موجب فرار انسان ها از زمین شده است ، اکنون یک ستاره خانه جدید انسان ها شده است . ژنرال سایفر ریج (ویل اسمیت) به همراه پسرش کیتای (جیدن اسمیت) طی یک ماموریت به زمین اعزام می شود اما سفینه در میانه راه گرفتار طوفان می شود و آن ها روی زمین سقوط می کنند . سایفر در لابه لای سفینه گیر کرده و در حال مردن است و کیتای باید مامور نجات پدرش شود...