لندن، اوایل قرن بیستم. آشنایی نویسنده ای به نام «جیم بری» (دپ) با زنی بیوه به نام «سیلویا» (وینسلت) و فرزندانش منجر به خلق نمایش نامه ی «پیتر پن» می شود...
هنگامی که رابین با همراه آفریقاییش به انگلستان می آید و شاهد ستمگری و حکومت ظالمانه کلانتر ناتیگهام میشود ، تصمیم میگیرد که به عنوان یک یاغی با کلانتر مبارزه کند ...
«اسکار دیگز» ( جیمز فرانکو ) که یک شعبده باز سیرک است تصمیم میگیرد به کانزاس سفر کند که در بین راه بالن او دچار حادثه شده و در سرزمینی زیبا و ناشناخته سقوط می کند. او در آنجا با سه جادوگر زن ( میشل ویلیامز، ریچل ویسز، میلا کونیز ) مواجه می شود، و فرصتی می یابد تا خود را به جادوگری بزرگ تبدیل کند...
چهار دزد بانک که خود را «رئیس جمهورهای سابق» می نامند، با ماسک های «رونالد ریگان»، «جیمی کارتر»، «ریچارد نیکسن» و «لیندون جانسن» سرقت های متعددی را مرتکب شده اند. «آنجلو پاپاس» (بیوزی)، مأمور FBI، مطمئن است که این چهار نفر از جمله ی موج سواران کالیفرنیای جنوبی هستند و همکارش، «جانی یوتا» (ریوز) را ترغیب می کند تا با هیئت مبدل، روانه ی منطقه شود و گروه چهار نفره را شناسایی کند.
«الیزابت هالسی» (کامرون دیاز) یک معلم فقیر در شیکاگو است که به بد دهنی در مدرسه شهرت دارد. او تصمیم دارد با نامزد پولدارش ازدواج کند تا زندگیاش متحول شود، اما طولی نمی کشد که نامزدش او را ترک می کند. اکنون او قصد دارد مخ یکی از معلمان ثروتمند مدرسه بنام «اسکات دلاکورت» (جاستین تیمبرلیک) را بزند، اما یکی دیگر از معلمان نیز عاشق اسکات است. از طرفی معلم ورزش، «راسل گتیس» (جیسون سیگل) سعی دارد به الیزابت نزدیک شود.