مایکل فینکل، روزنامه نگار نیویورک تایمز، یک تماس تلفنی از شخصی بنام کریستین لونگو دریافت می کند، این شخص یکی از تحت تعقیب ترین سوژه های اف.بی.آی می باشد. جالب اینجاست که وی به مدت زمان بسیاری با نام جعلی فینکل زندگی می کرده است، و همین موضوع پای مایکل فینکل را به ماجراهای این تبهکار باز می کند.
یک موجود بالدار از هزار سال پیش تاکنون هر ۲۳ سال جان تازه می گیرد تا به مدت ۲۳ روز از بدن انسان هایی که قربانی او می شوند تغذیه کند. رویدادهای فیلم در آغاز روز ۲۲ اتفاق می افتد بطوریکه این موجود تنها ۲ روز مهلت دارد قربانیان بیشتری را از میان افراد بشر شکار کند. این موجود از قدرت شگرفی در پرواز سریع برخوردار است و برای اولین بار در قالب مترسکی در یک مزرعه ذرت ظاهر می شود که در انتظار شکار فرزند مردی است به اسم جک تاگرت . با ربودن این کودک، جک تاگرت در صدد انتقام از موجود بالدار می شود و …
«رز» ( ایمی آدامز ) برای اینکه بتواند پسرش را به مدرسه خصوصی بفرستد، تصمیم می گیرد بهمراه خواهرش «نوراه» ( امیلی بلانت ) شغلی نا متعارف را آغاز می کند...
داستان این فیلم درباره «هیپاتیا» (ریچل وایس) بانوی ستارهشناس و فیلسوف در اسکندریه در دوران حکومت روم بر این سرزمین در قرن چهارم میلادی و رابطه او با دو رقیب عشقی، یکی بردهاش «داووس» (مکس مینگلا) و دیگری اشرافزادهای بهنام «اریستس» (اسکار آیزاک) است. داووس از سویی عاشق بانوی خود شده و از سویی دیگر میتواند با پیوستن به طغیان مسیحیان به آزادی برسد. در کنار داستان رمانتیک فیلم، داستان تاریخی نیز روایت میشود.
یک سرباز مزدور توسط رئیس بدذاتش کشته می شود، اما طولی نمی کشد که او از جهنم باز می گردد تا همسرش با ببیند، در حالی که با شیطان قراری گذاشته است تا رئیس سابقش را بکشد...
در قرن هجدهم میلادی، به دنبال كشته شدن تعداد زیادی از اهالی یك روستا، از طرف پادشاه یك زیست شناس حیوانات سلطنتی بنام گریگوری د فرو نساك به منطقه اعزام میشود تا با همکاری دوست سرخ پوستش این مشکل را حل کند ...
داستان در پاریس اتفاق می افتد.بیست فیلم ساز هر کدام پنج دقیقه زمان دارند و بینندگان باید همه این داستانها را به هم پیوند دهند.هر قسمت با سکانس پایانی قسمت قبل آغاز می شود و با اولین سکانس قسمت بعدی تمام می شود...