«گرسنگی» ماجرای اعتصاب غذای بابی ساندز، عضو ارتش موقت جمهوری ایرلند است كه در سال 1981 و در اعتراض به لغو قانون تمایز زندانیان سیاسی توسط دولت وقت بریتانیا صورت گرفت. «گرسنگی» شش هفته آخر زندگی باب را در زندان مِیز به تصویر كشیده است.
«لری کراون» (تام هنکس) کارمند وظیفه شناسی است که از احترام زیادی در بین همکارانش برخوردار می باشد. اما در یک روز لری را در دفتر مدیریت می خواهند و در آنجا به او می گویند که علی رغم اینکه او یکی از بهترین کارمندان شرکت است، به دلیل فقدان مدرک دانشگاهی مجبور هستند تا او را بیرون کنند...
«جری بلک» (نیکلسن)، کارآگاه پلیس کهنه کاری است که در شهر کوچکی در نوادا زندگی می کند. درست در روز بازنشستگی اش، مأموریت ناخوش آیندی به او واگذار می شود: دختری هفت ساله به طرز وحشیانه ای به قتل رسیده و «جری» باید به بررسی محل قتل بپردازد و سپس آن خبر دردناک را به اطلاع پدر و مادر دختر برساند.
هفت دوست قدیمی پس از مدتها، برای صرف شام دور هم جمع میشوند و تصمیم میگیرند برای خوشگذرانی، پیامها، ایمیلها و تماسهای تلفنی خود را با بقیه در میان بگذارند و همین موضوع باعث برملا شدن اسرار آنها میشود.
پیتسبرگ. «فرانکی پیچ»، آرایش گری بیست و خرده ای ساله، اعتقادات مذهبی قرص و محکمی ندارد تا آن که اتفاقات عجیبی برایش رخ می دهند و رفته رفته همان علایم «استیگماتا» جراحت هایی بر روی دست و پا و پهلو، هم چون مسیح بر بالای صلیب بر بدنش ظاهر می شوند...