زوجی جوان، «ری» (کیدمن) و «جان اینگرام» (نیل)، برای به فراموشی سپردن ضایعه ی مرگ نابه هنگام کودک خردسال شان، با قایقی تفریحی راهی سفری در اقیانوس می شوند. در میانه ی سفر، بیگانه ای جوان (زین) که در واقع روان پریشی خطرناک است، سرگردان در آب ها از آنان تقاضای کمک می کند و سوار قایق شان می شود.
تام کاتلر پلیس سابق، صاحب یک شرکت کوچک و قانونی است که خدمات نظافت و تمیزکردن ساختمان ارائه می کند. تنها تفاوت کار او با بقیه شرکت ها، همکاری نزدیک با پلیس و در نتیجه گرفتن سفارش تمیز کردن محل وقوع جنایت هاست...
٥٠٠ سال قبل از كشف آمریكا توسط كریستف كلمب، زنی بومی در میان بقایای یك كشتی در هم شكسته وایكینگ ها پسر بچه ای را پیدا می كند. او تنها بازمانده از گروه وایكینگ هایی است كه به قصد غارت دهكده های بومیان آنجا از كشور خود عازم قاره ناشناخته بودند. زن به كودك نام شبح داده و او را بزرگ می كند. تنها یادگار شبح از گذشته خود، شمشیری آهنین است. سلاحی كه هنوز در میان بومیان شناخته شده نیست. پانزده سال بعد؛ شبح تبدیل به جنجگویی نترس شده است. یك روز كه برای شكار از دهكده بیرون رفته، بار دیگر وایكینگ ها از راه رسیده و اهالی را قتل عام می كنند.
«ف. و. مورنا» (مالکوویچ) خیال دارد نسخه ای سینمایی از «دراکولا»ی «برام استوکر» را بسازد. «ماکس شرک» (دافو)، ایفاگر شخصیت «کنت اورلاک» پیرو روش بازیگری «استانیسلافسکی» است و فقط در صورتی در گفت و گوها شرکت می کند که کاملا در جلد شخصیتش فرو رفته باشد. اما بقیه ی بازیگران اصلا آمادگی بازی واقع گرایانه را ندارند...
داستان این فیلم مربوط میشود به مردی به نام ویل مونتگامری(نیکلاس کیج) ، که یک سارق حرفه ای و سابقه دار است . دختر اون توسط همکار قدیمی*اش دزدیده میشود و فقط 12 ساعت وقت دارد تا 10 میلیون دلار پول را برای آزادی دخترش فراهم کند...
دختر یک ریاضیدان بزرگ اما روان پریش که به تازگی درگذشته، اکنون سعی دارد تا با تنها چیزی که از پدرش به او ارث رسیده، یعنی همان جنون، کنار بیاید... یکی از شاگردان سابق پردش که اکنون به دنبال اوراق اوست، و همینطور خواهر بیگانه اش که اکنون بعد از مدت ها نزد او آمده، ماجرا را پیچیده تر می کنند...
«اکسل» ( جانی دپ ) که در نیویورک به بررسی ماهی ها میپردازد و از این کار کاملا راضی به نظر میرسد ناگهان از طرف عموی خود ( جری لوییس ) به جشن عروسی دعوت میشود و به طرف آریزونا حرکت میکند. این سیاستی از طرف عموی اوست که اکسل را به طریقی وارد حرفه خانوادگی کند. در آریزونا ٬ اکسل ۲ زن عجیب را ملاقات میکند...