در اوایل دهه 60 میلادی، یک فرماندهی ایرلندی باید با گردان 150 نفره اش در برابر محاصرهی 3 هزار نفری سربازان کنگویی به رهبری مزدوران فرانسوی و بلژیکی که برای شرکت های استخراج معدن کار میکنند، مقاومت کند.
جسی پس از مرگ مرموز همسایه شان به طرز عجیب و غیرقابل توضیحی مورد آزار و اذیت قرار می گیرد؛ که به نظر می رسد قصد برهم زدن آرامش او و خانواده اش را دارند و…
یک سوپراستار پاپ لحظاتی قبل از عروسیاش در باغ مدیسون اسکوئر توسط نامزدش که یک ستاره راک است رها میشود، در عوض او با مردی که به صورت تصادفی از بین مردم انتخاب کرده ازدواج میکند.
بیست و چهار دانش آموز پسر که از بین هفتاد و پنج نفر انتخاب شده اند, در یک زندان ساختگی واقع در زیرزمین ساختمان روانشناسی دانشگاه استنفورد به طور تصادفی نقش زندانیان و نگهبانان را بر عهده می گیرند.
آرن که پس از کشتن پدر خود و دزدیدن شمشیر او آواره بیابانها شده، مورد حمله گرگها قرار میگیرد، کیمیاگری به نام شاهین او را نجات میدهد و همراه خود به سفر میبرد. آنها پس از مشاهده شهر هرت که در آن بردهفروشی مرسوم است در منزل زنی پناه میگیرند. از سویی کیمیاگر خبیثی به نام تارتن که سابقه دشمنی با شاهین را دارد درصدد است راز زندگی ابدی را پیدا کرده انتقام خود را از شاهین بگیرد. به همین دلیل زن و آرن را به گروگان گرفته، شاهین را با این ترفند به دام میاندازد...
تانک (کوک) یک مرد ژولیده و زن پرستی است که، به وسیله مردانی که دوست دخترشان و یا همسرشان آنها را ترک کرده اند، اجاره می شود تا زنان آنها با دیدن رفتار زشت او در تصمیمشان تجدید نظر کنند. اما تانک در یک امتحان بزرگ دوستی قرار می گیرد، هنگامیکه بهترین دوستش داستین از او می خواهد تا همین کار را در مورد دوست دخترش آلکسیز انجام دهد...