پیش بینی شده است که جنگجوی اژدها برای نجات چین باید با تای لانگ مبارزه کند اما به نظر می رسد که این مقام به اشتباه به یک پاندای چاق رسیده است که هیچ چیزی از هنر های رزمی نمی داند...
یک گزارشگر تلوزیونی به همراه یک فیلمبردار به دنبال آتش نشان ها وارد یک آپارتمان تاریک می شوند، و طولی نمی کشد که خود را حبس شده در این ساختمان می یابند، آن هم در حالی که حوادث وحشت آوری در انتظارشان است...
«آلیس» که همچنان به دنبال نابود کردن تشکیلات آمبرلا است، با گروهی از بازماندگان همراه می شود که به دنبال رسیدن به یک مکان امن مشهور به «آرکدیا»، هستند.
استاد تاریخ، «جان الدمن» بطور غیر منتظره ای از کارش در دانشگاه استعفا می دهد و قصد رفتن از شهر را دارد. همکارانش به خانه او آیند و او را تحت فشار می گذارند تا دلیل این کارش را بفهمند. آن ها از شنیدن دلیل او شوکه می شوند: جان الدمن ادعا می کند که عمری جاویدان دارد و ۱۴ هزار سال است که روی زمین زندگی می کند، به همین خاطر نمی تواند بیشتر از ۱۰ سال در یک مکان بماند...
در پاسادنا، کالیفرنیا در سال ۱۹۶۹، یک زوج جوان مکزیکی با عجله به خانه ی شان سن دنا (فلور ماریا شاهووا) می روند. ۳ روز پیش، پسر این زوج، جواهرات یک گروه دوره گرد و کولی را دزدیده بود. از آن موقع به بعد، آن پسر از دیدن و شنیدن چیزهایی از خارج این زمین شکایت می کرد. سن دنا سعی می کرد تا به آن پسر از طریق جلسات احضار روح کمک کند. اما او و پدر و مادر آن پسر فقط با وحشت می توانستند تماشا کنند چون آن پسر قبل از این که با دست هایی اهریمنی به سوی جهنم کشیده بشود از بالای بالکن به وسیله ی یک نیروی نامرئی پرتاب شد....
داستان زندگی فرانک توریست آمریکایی که برای تمدد اعصاب و ترمیم قلب شکسته اش عازم ایتالیا میشود، آلیس زن فوق العاده ی ست که تعمدا در مسیر فرانک قرار میگیرد و باب آشنایی را با او باز میکند.
«والتر اسپارو» (جیم کری) غرق در رمانی می شود که گمان می کند درمورد او نوشته شده است. هرچه بیشتر درگیر این رمان می شود، تشابهات بیشتری بین آن رمان و زندگی خودش کشف می کند.
«کریستین» (انجلینا جولی) وقتی از سر کار باز می گردد متوجه می شود پسر کوچکش گم شده است. ماه ها تلاش بی وقفه ی کریستین برای یافتن فرزندش به نتیجه ای نمی رسد چرا که پلیس لس انجلس ان چنان که باید به وظیفه اش عمل نمی کند. پس از مدت ها جست و جو پلیس پسر کریستین را به او باز می گرداند. اما کریستین نمی تواند باور کند که این پسر واقعی او باشد، او فکر می کند پلیس بچه ای عوضی به او بازگردانده است و در این میان هیچ کس حرف های کریستین را باور ندارد و به او کمک نمی کند.
یک شاهزاده خانم از قصه های تخیلی توسط ملکه ای شرور به دنیای ما فرستاده می شود. شاهزاده «گیزل» در دنیای واقعی، بعد از ملاقات با یک وکیل خوش تیپ، کم کم نگاهش به زندگی و همینطور عشق تغییر می کند. اما آیا یک عشقی که در قصههاست، در دنیای واقعی ما دوام می آورد؟