«ایوان تربورن» در شهری کوچک به همراه مادرش زندگی می کند. او از اختلالات حافظه رنج می برد و گاهی اوقات بطور ناگهانی خودش را در جایی دیگر می یابد، در حالی که نمی داند چطور از آنجا سر در آورده است. هرچه سنش بالاتر می رود، از این اختلالات کاسته میشود، بطوری که بنظر می رسد کم کم سلامتیاش را بدست آورده.
همسر جوان «جاستین کوئیل» دیپلمات بریتانیا در کنیا، طی حادثه ای در بزرگراه کشته می شود. به جاستین می گویند که همسرش در جریان حمله سارقین در یک بزرگراه بقتل رسیده . اما جاستین دلیل مذکور را نمی پذیرد چرا که احتمال می دهد همسرش بخاطر فعالیتهایی که علیه یک شرکت دارو سازی انجام داده به قتل رسیده باشد...
داستان پیپ یتیمی که دوران کودکی خود را به عنوان شاگرد آهنگر گذرانده است و ناگهان از یک خیریه ناشناس پولی بادآورده دریافت می کند که به او اجازه می دهد به لندن سفر کند و وارد جامعه عالی شود.
درحالیکه اهالی شهر، خود را برای مراسم سالیانه آماده میکنند، بزرگترین نگرانیشان، حملهی خرگوشها و از بین رفتن سبزیجاتی است که برای این مراسم ت تهیه کردهاند. «والاس» و «گرومیت» وظیفهی محافظت از سبزیجات را بر عهده دارند اما انجام یک آزمایش از طرف «والاس» همه چیز را تحت تاثیر خود قرار می یدهد.
«دیک هارپر» (کری) از کار بی کار شده و او و همسرش «جین» (لیونی)، باید روش های جدیدی برای تأمین مخارج زندگی مرفه شان پیدا کنند. چندی نمی گذرد که این دو راه حل اساسی را برای گشودن گره زندگی شان پیدا می کنند: دزدی...
«لیزا» (مک آدامز) در سفری شبانه با هواپیما، کنار مردی غریبه به نام «جکسن» (مورفی) قرار می گیرد. خیلی زود آشکار می شود که «جکسن» آدم شرور و خطرناکی است و قصد ربودن «لیزا» را دارد. «لیزا» هم چنین متوجه می شود که جان پدرش (کاکس) در خطر است...
داستان زنی که 600 سال مرگ و تناسخ را به عنوان یک فرد تکرار می کند و زندگی های گذشته خود را به یاد می آورد و مردی که نمی تواند بمیرد زیرا 600 سال جاودانه بوده است.
چهار برادر ناتنی برای گرفتن انتقام مرگ مادرخوانده شان، که به نظر در یک سرقت مسلحانه از فروشگاه بصورت تصادفی کشته شده است، دور هم جمع می شوند. با این حال آنها بعد از انجام تحقیقاتی به این نتیجه می رسند که ماجرا به این سادگی هم نیست...