یک خانم خانه دار اهل برنتوود و همسرش که دادستان منطقهاست، یک مالک فروشگاه که ایرانیست، دو کارآگاه پلیس که عاشق و معشوق هم هستند، یک کارگردان تتلویزیونی سیاه پوست آمریکایی و زنش، یک کلید ساز مکزیکی، دو سارق ماشین، یک پلیس تازه کار و زوج میانسال کرهای، همگی در لس آنجلس زندگی میکنند و . ...
«مکس» (فاکس) یک راننده تاکسی است، که شبی در لس آنجلس توسط یک آدم کش حرفه ای (تام کروز) گروگان گرفته می شود. اکنون او باید راهی پیدا کند تا هم خودش را و هم آخرین قربانی این آدم کش را نجات دهد.
«کندی هرون» (لیندزی لوهان) دختر والدینی جانورشناس است و در افریقا بزرگ شده. اکنون او وارد دنیای جدیدی می شود و قانون جنگل در این دنیا معنای جدیدی پیدا می کند. کندی که تا ۱۶ سالگی در خانه درس خوانده، حالا باید برای اولین بار به دبیرستان عمومی برود و با سلاحهای روانی و قوانین نانوشتهی دنیای دختران نوجوان امروزی روبرو شود.
مدتها پیش، جنگی در ژاپن صورت گرفت که کانتو را بر علیه کانسای شوراند و موجب تقسیم شدن کشور شد. کانسو مستقل شد، اما به تدریج دولت و پلیس در کانسو، کنترل شهر را به گروهی از تبهکاران به نام اکوداما واگذار کردند
موضوع فیلم درباره اثرات مخرب جنگ و تاثیر ویرانگر آن بر روی عواطف و احساسات مردم است. در داستان جنگ بزرگی اتفاق می افتد، و پادشاه از تمامی جادوگران می خواهد تا در این جنگ او را همراهی کنند. اما جادوگری به نام هاول از این امر امتناع میکند و به مبارزه با بمب افکنهای جنگی بر میآید. در ا این میان دختری که او را دوست دارد سعی در باطل کردن طلسم هاول دارد که همان قلب هاول است و ...
دو مرد در مخفیگاه یک قاتل سریالی بنام «جیگسا» در حالی به هوش می آیند که یک جسد بینشان قرار گرفته، آن دو باید از قوانین خاصی تبعیت کنند ،تا از این بازی مرگبار که برایشان تدارک دیده شده، زنده بیرون بیاییند.
روزی پس از فردا، فیلمی راجع به حوادث جوی کره زمین است، «جک هال» کارشناس هواشناسی معتقد است که تا سال آینده یک عصر یخبندان بر روی کره زمین شکل می گیرد. ولی او با دانشمندی انگلیسی بنام «راپسن» آشنا می شود که عقیده دارد روز حادثه خیلی زودتر از زمان پیش بینی شده است...
«ویکتور ناورسکی» از یکی کشورهای اروپای شرقی تازه به نیو یورک آمده است. دقیقا در همین زمان کشور او به سبب اختلالات و جنگ از بین می رود. از این رو ویکتور کسی است که هیچ کشوری ندارد، و از سوی امریکا قابل شناسایی نیست. به همین خاطر از ورود او به امریکا جلوگیری می شود، و از طرف دیگر امکان دیپورت شدن به کشور خودش هم نیست، و باید تا مشخص شدن شرایطش در فرودگاه باقی بماند.