لیلی به دیدار خواهرش والریا میرود و با خبر نامزدی او با مردی فرانسوی به نام مانو غافلگیر میشود. در همانجا، او به طور اتفاقی با تام، مدیر یک کلوب شبانه، آشنا میشود و رابطهای سریع و عمیق بینشان شکل میگیرد. اما رازی تاریک در پس پردهی اتفاقات این جزیره پنهان است.
بن و خانواده اش پس از به ارث بردن اسرارآمیز یک ملک ساحلی متروک، به طور تصادفی موجودی باستانی و خفته را آزاد می کنند که کل منطقه از جمله اجداد خود را برای نسل ها به وحشت انداخته است.
دوست دختر هنک به طور ناگهانی ناپدید شده و تنها چیزی که از خود به جای گذاشته است یک نوشته ی رمزگذاری شده می باشد. بعد از این اتفاق زندگی آرام هنک و سلامت روانی اش رو به زوال می رود.
بعد از آزاد کردن یک دختر جوان از بندی ناعادلانه در اورشلیم، فراین فیشر از رازهای چند زمرد گرانبها و نفرین های باستانی پرده برداری کرده و حقیقت ماجرای ناپدید شدن قبیله ی فراموش شده ی شیرین را آشکار می سازد.
وقتی فاجعه جهانی وحشتناکی اتفاق می افتد، آیدان در داخل آپارتمان خود مخفی می شود و شروع به جیره بندی غذا می کند. مجتمع او توسط انبوهی از اسکریمرها آلوده می شود و با فروپاشی جهان با هرج و مرج و آشفتگی او کاملا تنها می ماند که باید برای نجات زندگی خود مبارزه کند...
یک رقاص لجباز و یک بازیکن فوتبال کلهشق در برابر احساساتشان نسبت به هم مبارزه میکنند در حالی که آیندهی بعد از فارغ التحصیلیشان هشدار میدهد که از هم جدا خواهند شد.