مأموریتی برای آزادسازی گروگان های امریکایی از زندانی در یک کشور خاورمیانه که «صدام حسین» (هیلوا)، دیکتاتور دیوانه بر آن حاکم است، با شکست مواجه می شود. رئیس جمهور دستور اعزام گروهی را برای آزادسازی گروه قبلی می دهد و به توصیه مشاورانش، «تاپر هارلی» (شین) را برای اجرای این مأموریت انتخاب می کند...
اسکات به همراه مادر و ناپدری اش به یک محله جدید اسباب کشی میکنند، همچنین میخواهد که بیسبال یاد بگیرد. از طرفی تیم بیسبال محلی، کوچولو ها را نیز زیر پر و بال خ خود می گیرد و خیلی زود او به عضویت این تیم در می آید و ...
این فیلم اولین قسمت از سهگانه فیلمهایی با موضوع مشاغل جامعه فرانسه است و داستان زندگی یک آهنگساز که با مرگ شوهر و فرزندش دست و پنجه نرم می کند, روایت می شود.
داستان چند دوست جامایکایی هست که از مناطق گرم سیری برای مسابقه ی سورتمه سواری به قطب می آیند تا برنده ی المپیک بشوند. داستان فیلم بر اساس واقعیت ساخته شده است.
«فرانک هاریگن» (ایست وود)، مأمور مخفی کهنه کار آمریکایی، در حال تحقیق در باب تهدید احتمالی به جان رئیس جمهور امریکاست و خیلی زود مردی به نام «بوت» (مالکوویچ) با «هاریگن» تماس می گیرد و می گوید که خیال دارد رئیس جمهور را بکشد...
«دبی جلینسکی» (کیوساک)، متخصص در ازدواج با مردان ثروتمند و بعد کشتن آنان برای تصاحب پولشان است. او به عنوان پرستار بچه وارد «خانواده ی آدامز» می شود و...
قرن نوزدهم میلادی، جایی در فلسطین، «رابین هود» (الوز) از زندان فرار می کند و با شنا خود را به انگلستان می رساند، بلافاصله باخبر می شود که حکومت ملک شان را مصادره کرده و تمام خویشاوندانش به قتل رسیده اند. «رابین» نیز شورشی را علیه «شاهزاده جان خبیث» (لوییس)، به راه می اندازد...
تبهکاری به نام «کوآلن» (لیتگو) و هم دستانش، هواپیمایی حامل میلیون ها دلار اسکناس را می ربایند و محموله ی گرانبها را به هواپیمای دیگری منتقل می کنند. اما هواپیمای دوم آسیب می بیند و با چمدان های حامل اسکناس ها در کوهستان راکی سقوط می کند. «گیب واکر» (استالون) و دوستش، «هال تاکر» (روکر) از گروه نجات کوهنوردان پیام کمک تبهکاران را دریافت می کنند و به کمکشان می شتابند اما تبهکاران آن دو را گروگان می گیرند تا چمدان ها را به دست بیاورند...
یک وکیل جوان در یک شرکت حقوقی معتبر مشغول به کار می شود، اما بعد از اتفاقاتی در میابد که در این شرکت نیمه ای تاریک و شیطانی وجود دارد که او از وجود آن خبر نداشته است...
سیلم، ماساچوستس، شب هالووین، سال 1693: سه خواهر جادوگر بد ذات به کمک کتاب جادوی شان نیروی جوانی را از جسم دخترکی بیرون می کشند تا جوان شوند. اهالی دهکده این سه خواهر جادوگر را دار می زنند، ولی آنان پیش از مرگ می گویند که اگر جوان با کره ای شمع سیاهی در خانه ی آنان روشن کند، آنان دوباره به زندگی باز خواهند گشت...