«مایک موریس» ( جورج کلونی ) یک سیاستمدار دموکرات است که با نزدیک شدن به زمان انتخابات ریاست جمهوری، قصد دارد با اعتماد سازی نزد مردم، خود را به عنوان کاندید رسمی حزب دموکرات در انتخابات ریاست جمهوری مطرح کند....
«جفری بومانت» (مکلاکلان)، دانشجوی کالج، گوش بریده انسانی را در مزرعهای متروک مییابد و همراه یک دختر دبیرستانی معصوم، «سندی ویلیامز» (درن) پی کشف معمای آن بر میآید...
در سال ۱۸۷۵ در یک دهکده ی کوچک در نیومکزیکوی آمریکا غریبه ای ناشناس که دست بندی عجیب بر دست دارد وارد شهر می شود به همه ی ساکنان دهکده هشدار میدهد که خطری بزرگ آنها را تهدید می کند و آن هم حمله بیگانگان فضایی است. به زودی بیگانگان به دهکده حمله می کنند و حالا این غریبه ی ناشناس تنها امید مردم است. او با کمک کلانتر و گروهی از مردان مسلح سعی می کند تا به هر شکل ممکن از محل زندگی خود در برابر تهدید فرازمینی ها مراقبت کنند...
«آپولو کرید» (وودز)، رقیب سابق و دوست فعلی «راکی»، در مسابقه ای با ضربه ی چپ کوبنده ی بوکسوری غول پیکر از شوروی به نام «ایوان دراگو» (لوندگرن) بر زمین می افتد و می میرد. «راکی» نیز عنوان خود را می گذارد تا بتواند در مسابقه ای غیر رسمی با «دراگو» ی آماتور، در خود شوروی شرکت کند.
زمان آینده. «نایت رایدر» (گیل)، سردسته ی روان پریش گروهی موتور سیکلت سوار هنگام تعقیب پلیس تصادف می کند و کشته می شود. «مکس راکاتانسکی» (گیبسن)، مأمور کارآمد پلیس با ترغیب رئیسش، «مکافی» (وارد) از استعفا منصرف می شود و با رفیقش «جیم گوس» (بیسلی) کارشان را شروع می کنند...
پائولو خواستار این است که یک بار دیگر با راکی مبارزه کرده و آبروی رفته خود را بازیابد. از طرفی راکی که به تازگی با آدریان ازدواج کرده، با مشکلات بی شمار و البته تازه ای دست و پنجه نرم می کند...