داستان "رِی کروک"، فروشنده ای که رستورانی با غذاهای مبتکرانه ای ابداع می کند و همراه با برادرش، "مک دونالد"، به یکی از بزرگترین کسب و کارهای رستورانی در جهان تبدیل می شوند.
هنگامی که «رابرت لانگدن» از خواب بیدار می شود، خود را در بیمارستانی واقع در ایتالیا می یابد. او کاملا دچار فراموشی شده و پس از گذشت مدتی با پزشکی به نام «بروکس» آشنا می شود که...
ایرلند، قرن هجدهم. کنتس ثروتمند انگلیسی، «لیدی لیندون»، نظر مرد جوان ایرلندی، «بری» را به خود جلب می کند. پس از مرگ شوهر «لیدی لیندون» این دو ازدواج می کنند و «بری» به طبقه ی اشراف راه می یابد.
خانواده لامبرت پس از اتفاقات قسمت اول ، احساس میکنند که مشکلاتشان برای همیشه پایان یافته می توانند زندگی خوب و خوشی را ادامه دهند اما با برملا شدن یک راز قدیمی که ریشه در دوران کودکی دارد، بار دیگر در معرض مواجه با روح ها قرار میگیرند و...
داستان این فیلم یک دهه بعد از اتفاقات قسمت اول رخ می دهد و ما شاهد هستیم که پرسیوس ( سام ورتینگتون ) برخلاف گذشته تصمیم گرفته تا زندگی آرامی را پشت سر بگذارد و وقت بیشتری را با پسرش بگذارند. اما آن بالا در آسمان، خدایان و تایتان ها بار دیگر با یکدیگر به جنگ برخواسته اند و به نظر می رسد که اینبار تایتان ها بتوانند بعد از مدتها بر خدایان فائق آیند اما ...
«هالى» ( هپبرن ) در آپارتمانى در شرق منهتن با گربه اى كه نامى ندارد زندگى مى كند. روزى نویسنده اى به نام «پل» ( پپارد ) كه در همان آپارتمان زندگى مى كند و و مورد حمایت مالى زنى مسنتر ( نیل ) قرار دارد، وارد زندگى «هالى» مى شود...
یک تنیس باز بی پول (ری میلاند) نگران علاقه همسر ثروتمندش (گریس کلی) به یک نویسنده است. او تصمیم به قتل همسرش میگیرد و با تهدید یک سابقه دار او را مجبور به همکاری در جرم میکند. او باید گریس کلی را به قتل برساند و همزمان ری میلاند در یک کلوپ شبانه خودش را نشان بدهد که مدرک بی گناهی اش باشد. اما همه چیز طبق نقشه پیش نمی رود و ...
در سال ۱۷۵۷ و در بحبوحه منازعات سیاسی انگلستان و فرانسه، «هاک آی» و پدر و برادرش که آخرین بازماندگان قبیله ی خود هستند، تلاش می کنند از مستعمره نشینان قربانی این درگیری ها دفاع کنند . آنها دل به دختران سرهنگی انگلیسی می بازند و ...
«میچ» و «دیو» دو دوست قدیمی هستند که هرکدام زندگی متفاوتی دارند. دیو یک وکیل متاهل است که سه فرزند دارد، اما میچ همچنان مجرد باقی مانده و تا بحال هیچ مسئولیتی بر دوش نداشته است. آنها به زندگی یکدیگر حسادت می کنند، تا اینکه یک روز صبح هر کدام از آن ها در بدن دیگری از خواب بیدار می شود و فرصتی بدست می آورد تا زندگی متفاوتی را تجربه کند...