«پرفسور ج. اچ. دور» (هنکس) که در واقع دزدی سابقه دار است قصد دارد با هم کاری چند نفر به کازینویی در نیواورلیانز دست برد بزند. او برای اجرای نقشه اش اتاقی را در خانه ی پیرزنی ساده دل و به شدت مذهبی و پای بند اخلاق به نام «ماروا مانسن» (هال) اجاره می کند...
دختر آمریکایی بنام سوفیا ( آماندا سیفرید ) که برای تعطیلات به ایتالیا سفر کرده نامه عاشقانه پیدا میکند که برای شخصی بنام ژولیت نوشته شده و سعی در پیدا کردن صاحب نامه دارد...
پدینگتون که توانسته پس از گذراندن ماجراهای قسمت اول در خانوادهی براون جایگاهی برای خود دست و پا کند ، اکنون در تلاش است با انجام دادن شغلهای ی مختلف , پولی پسانداز کند و هدیهای ویژه برای تولد 100 سالگی عمهاش بخرد.
دیوید و همسرش امی در حین رانندگی در جاده ای خلوت مشغول جر و بحث هستند؛ ناگهان با حیوانی وسط جاده روبرو می شوند و در نتیجه اتومبیل آنها خراب می شود و آنها به مسافرخانه ای در همان نزدیکی می روند ولی آنجا در واقع مسافر خانه نیست...
فیلمی بر اساس زندگی واقعی «ژان دومینیک بوبی» (آمالریک)، سردبیر مجله ی «ال» که سکته می کند و تمام بدنش فلج می شود. حالا او تنها از طریق پلک چشم چپ می تواند با دنیای اطرافش ارتباط بگیرد. به کمک یک مشاور گفت وگو (کروز) «بوبی» می تواند افکار خود را به صورت حروف الفبا شکل دهد و از همین راه موفق به نوشتن رمانی به نام «لباس غواصی و پروانه» می شود…
کریس ون که سابقاً عضو گروه نیروهای ویژه ارتش بوده پس از مدتها دوری به زادگاهش باز می گردد تا در کارخانه چوب بری شهر کاری بیابد و زندگی آرامی راا شروع کند . اما او بزودی در می یابد که کارخانه تعطیل شده و کل شهر را فساد فرار گرفته است ...