«کلیولند هیپ» (جیاماتی) سرایدار / تعمیرکار مجتمع آپارتمانی «کاو» است که مثل سایه می رود و می آید و کارهایش را بی سروصدا انجام می دهد. اما در شبی سرنوشت ساز، «کلیولند» به وجود یک نفر دیگر پی می برد که در آن مجتمع ساختمانی محقر پنهان شده: زن جوان مرموزی به نام «استوری» (هوارد) که در کانال های زیر استخر مجتمع زندگی می کرده است...
یک مخترع جوان ۹ ساله بنام فرانسوفیل در شهر نیویورک به دنبال قفلی است که به کلیدی مرموزی که توسط پدرش جا گذاشته شده است بخورد. پدر او در حادثه ۱۱ سپتامبر جان سپرده است...
«تامی» پس از عفو مشروط، از زندان آزاد شده و نزد خانوادهاش بازمیگردد. او متوجه میشود که اهالی آن منطقه مجبور به ترک زمین و خانههایشان شدهاند و خ خانواده ش نیز برای یافتن کار و ادامه زندگی آمادهی سفر به کالیفرنیا می شوند.
«آلوین ری استریت»، پیرمرد هفتاد و سه ساله ی اهل لورنز ایالت آیوا، وقتی می فهمد برادرش در بستر مرگ است، می خواهد برای آخرین بار او را ببیند. اما چشم هایش ضعیف تر از آن است که بتواند رانندگی کند. سرانجام «آلوین» با یک ماشین چمن زنی سفر خود را آغاز می کند.
زوج جوانی به نام «جیمی» (کوانتن) و «لیزا» (والتا) بسته ای بی نام و نشان حاوی یک عروسک خیمه شب بازی به نام «بیلی» دریافت می کنند. چندی بعد لیزا به طرز مشکوکی به قتل می رسد و «جیمز» برای کشف راز قتل «لیزا» به شهر زادگاهش می رود...
فیلمی اکشن از زاویه دید قهرمان داستان، هنری. هنری که از مرگ حتمی نجات پیدا کرده، حافظه اش را از دست داده است. او به دنبال کشف هویت خود و نجات همسرش از دست یک رهبر جنگ طلب است که از سربازان نیمه ربات انسان نما استفاده می کند.
«جیک گرین» بعد از هفت سال، از زندان آزاد می شود. او طی دو سال از راه قمار پول زیادی بدست می آورد، و اکنون آماده است تا از کسی که او را به زندان انداخته بود انتقام بگیرد...
بعد از قتل وحشیانهی یک مشاور املاک جوان، یک کارآگاه سختکوش (دل تورو) سعی میکند حقیقت را در یک پروندهای که هیچ چیز آنطور که به نظر نمیرسد، پیدا کند و با این کار، خیالاتش در زندگی خود را خراب میکند.