خانوادهی «گاردنر» به منطقهی دور افتادهای در نیواینگلند میروند تا از هیاهوی شهرنشینی در قرن بیست و یکم بگریزند. آنها همچنان که سعی میکنند با زندگی جدید خود خو بگیرند میبینند که یک شهاب سنگ در نزدیکی محل سکونتشان فرود میآید. این سنگ مرموز به نظر میرسد که با زمین در هم میآمیزد و هر چیز پیرامونش از جمله انسانها را به رنگی عجیب و ماورائی درمیآورد.
نیک وایلد که به عنوان یک محافظ مشغول به کار است، هنگامی که دوستش توسط یک گردن کلفت روانی مورد ضرب و شتم قرار می گیرد، نیک به دنبال انتقام می رود. اما به زودی درمی یابد که آن گردن کلفت، پسر یک خلافکار بسیار معروف هست و...
چند دانش آموز تصمیم می گیرند برای اینکه از دست قلدرهای کلاس های بالاتر در امان باشند یک سرباز کهنه کار به نام «دریلبیت تایلور»، که بی خانمان است، را استخدام کنند تا از آنها محافظت کند.
زمانیکه یک گروه از خلافکارها و گانگستر ها به شهری که ایپ زندگی میکند یورش می آورند و خواهان کنترل شهر هستند، ایپ مجبور می شود که در مقابلشان ایستادگی کند.
فیلم در حال ساخت یک تهیه کننده مشهور با مشکل مواجه می شود. بازیگر نقش اصلی در میانه کار گروه را رها می کند. تهیه کننده فیلم تصمیم می گیرد پروژه را ادامه دهد و به جای نقش اصلی فیلم از یک مدل دیجیتالی کاملا مشابه به او استفاده کند...
ده سال پس از کشتار بزرگ اول "مایکل میرز" به هوش می آید و به "هادونفیلد" باز می گردد تا خواهرزاده هفت ساله خود را در هالووین به قتل برساند. آیا دکتر "لومیس" می تواند او را متوقف کند ؟
خانواده بوین که به تازگی دچار مشکلات مالی شده اند، به یک خانهی جدید نقل مکان می کنند، اما این خانه جدید کلی ارواح خبیث دارد که بیکار در آن خانه منتظر مانده اند تا بوینها به اینجا بیایند و بساط تسخیر کردنشان را به راه کنند.