«جک ماریسن» آتش نشان جوانی است که در واحد آتش نشانی «نردبان 49» اداره اش به رهبری «کاپیتان مایک کندی» مشغول به کار است. او در هنگام فرونشاندن آتشی سهمگین، در عمارتی که در آتش می سوزد، گیر می افتد و گذشته اش را مرور می کند...
یک مرد جوان تنها وارد خانه ی خالی افرادی که در مسافرت هستند، می شود و مدتی را در آنجا زندگی می کند، بدون اینکه چیزی بدزدد. کار او همین است، تا اینکه وارد خانه ای می شود، و زنی را در آنجا می یابد که بشدت از شوهرش کتک خورده است...
این فیلم کمدی عاشقانه در مورد دختر و پسری است که با وجود فاصله زیادی که بین محل زندگی شان وجود دارد (هر کدام در شهری متفاوت)، سعی دارند عشق شان را زنده نگه دارند...
دختری شانزده ساله بنام «نیکول واکر» ( ریس ویدرسپون ) با مردی جوان ( مارک والبرگ ) آشنا شده و عاشق او می شود. طولی نمی کشد که این مرد چهره واقعی خود را نشان می دهد و نیکول می فهمد که او روانی است. زمانی که دختر سعی می کند از او دوری کند، اوضاع بدتر می شود...
شوکان با تعداد زیادی از همراهانش به زمین حمله میکند و حالا وظیفه مقابله با آنها بر دوش ریدن ، لیوکنگ و ... هست، و آن ها تنها شش روز برای نجات زمین فرصت دارند.
این فیلم داستان یک سگ سورتمه به نام توگو را روایت می کند. توگو رهبری یک مسابقه در سال 1925 را بر عهده داشت اما بسیاری تصور می کردند او برای رهبری چنین مسابقه ی پر تنشی کوچک و ضعیف است.