سال، ۱۹۵۱ «پیتر اپلتن» (جیم کری) ، فیلم نامه نویس فیلم های رده ی «ب» هالیوود، در فهرست سیاه کمیته ی فعالیت های ضد امریکایی سناتور مکارتی قرار گرفته است. او با اتومبیلش از بالای پلی در خارج شهر به رودخانه سقوط می کند و سپس در حالی که گذشته ی خود را فراموش کرده روی ماسه های ساحلی به هوش می آید. پیرمردی او را پیدا می کند و به لوسن، شهری در آن نزدیکی می برد. در لوسن «اپلتن» را با جوانی که در دوران جنگ جهانی دوم ناپدید شده، عوضی می گیرند و ...
«جیمی تادسکی» (ویلیس)، قاتل مزدور سابق، از زندگی بزهکارانه اش کناره گرفته و در مکزیکو زندگی آرامی را با آشپزی و خانه داری سر می کند. اما همسرش، «جیل» (پیت) کما کان دلش می خواهد از راه های خلاف و هیجان انگیز زندگی شان را بگذرانند...
داستان زن جوانی که با نامزدش به یک آپارتمان جدید نقل مکان میکند. پس از مدتی وی با این احساس که توسط یک فرد ناشناش در ساختمان مجاور تعقیب میشود، عذاب میکشد.
سه روز تعطیل است و چند خانواده جوان برای تفریح راهی شمال اند. آنها دانشجویان سابق دانشكده حقوق هستند. سپیده و همسرش امیر یك دختر خردسال دارند. شهره و همسرش با دو فرزند خردسال شان هستند كه یكی از آنها آرش است. نازی و منوچهر نیز تازه ازدواج كرده اند. احمد نیز كه سالها در آلمان اقامت داشته و به تازگی از همسر آلمانی اش جدا شده همراه آنهاست؛ به اضافه دختری به نام الی كه به دعوت سپیده همسفر این گروه شده است...
«پیتر بومن» ( مورس )، مهندس امریکایی را چریک های کشور بی ثبات تکالا - در امریکای لاتین - می ربایند. «تری تورن» ( کرو ) متخصص امور آدم ربایی و گروگان گیری به خاطر علاقه ای که به «آلیس» ( رایان )، همسر «پیتر»، پیدا کرده، میانجی آزاد کردن «پیتر» می شود...
یک مدیر جوان تبلیغات در شیکاگو معتقد است زنی که در یک کافه دیده, عشق گمشده ش است. اعتقاد او به وسواس منجر می شود، زیرا او زندگی ش را وقف یافتنش می کند.
متخصص اطفال "الکساندر بک" همسر خود "مارگات بک" را از دست می دهد.او 8 سال قبل به طرز وحشیانه ای به قتل رسیده بود و "الکساندر" مضنون اصلی پلیس بود.وقتی دو جسد نزدیک جائی که "مارگات" انداخته شده بود پیدا شد پلیس دوباره پرونده را باز کرد و "الکساندر" مضنون اصلی شد.ماجرا وقتی پیچیده شد که او ایمیلی دریافت کرد که نشان می داد "مارگات" زنده است..