یک ویروس مرگبار کل دنیا را فرا گرفته است. کسانی که به این ویروس مبتلا می شوند، پس از مدت کوتاهی می میرند. در این بین چهار دوست در حال سفر به مکانی امن هستند، اما طولی نمی کشد که می فهمند خود آن ها حتی از این بیماری هم خطرناک ترند...
«کیسی رایبک» (سیگال) هم راه با برادرزاده اش، «سارا» (هایگل) برای گذراندن تعطیلات، سوار قطاری می شوند که در مسیر خود از دنور به لس آنجلس، از «راکی ماونتینز» می گذرد. اما «تراویس دین» (بوغوسیان) قطار را به گروگان می گیرد و برای تحت کنترل گرفتن یکی از سلاح های فوق سری دولت، قطار را تبدیل به مقر فرماندهی خود می کند...
داستان فردی به نام جیمز که به همراه گروهی از دوستانش تصمیم میگیرند به جنگلی مرموز و مخوف سفر کنند تا بتوانند ردی از خواهر گمشدهاش پیدا کنند. جنگلی که گمان می رود...
این فیلم داستان ماموری را روایت می کند که برای یک سازمان مخفیانه کار می کند. این سازمان بر روی یک تکنولوژی ایمپلنت مغزی کار می کند که با استفاده از آن می توان بدن افراد را تسخیر کرد و از آن ها برای ترور افراد دیگر استفاده کرد.
یک دختر نوجوان و خواهر کوچکترش که هنوز از مرگ غم انگیز مادرشان عزادار هستند، گرفتار حضور یک موجود سادیستی در خانه می شوند و تلاش می کنند تا قبل از اینکه خیلی دیر شود، توجه پدر سوگوارشان را جلب کنند
دختری جوان قصد دارد در مهمانی سالیانه ی تعطیلات در خانه ی دوست دخترش، به او پیشنهاد ازدواج بدهد اما متوجه می شود که دوست دخترش هنوز در این باره با پدر و مادرش صحبت نکرده است.
در سال 1978 گروهی جهت ملاقات با یکدیگر جلسه ای در یک انبار متروکه ترتیب داده اند. این دو گروه پس از بازدید با یکدیگر وارد یک بازی خطرناک می شوند که به زنده ماندنشان بستگی دارد...
داستان یک پسر تنها و آرام که تا کنون در اجتماع نبوده است ولی یک مشکل بسیار بزرگی برای او پیش می آید و او مجبور می شود تا با دشمنی به نام باران سرخ مبارزه کند.
مردی که در سیرک کار می کرده و به خوبی تعلیم دیده است، سعی دارد برای گرفتن انتقام مرگ پدرش، به یک بانک فاسد در شیکاگو دستبرد بزند. دو مامور پلیس از بمبئی برای رسیدگی به این پرونده انتخاب می شوند...