«می» (آنجلا بتیس) زنی گوشه گیر و عجیب است که تنها زندگی می کند و تنها همدمش عروسکی بدقیافه است که در محفظه ای شیشه ای قرار دارد. او در دامپزشکی بعنوان دستیار جراح کار می کند. وقتی که عروسک او بصورت تصادفی می شکند، «می» تصمیم می گیرد از اعضای بدن اطرافیانش که او را طرد کرده اند، عروسک جدیدی بسازد...
"تاد بودن" متوجه می شود که "آرتور دنکر" پیرمردی که در همسایگی او زندگی می کند یک نازی است.او با "دنکر" یک معامله می کند تا در ازای حفظ راز او "دنکر" داستان اردوگاههای کار اجباری جنگ جهانی دوم را برای او تعریف کند و...
پدربزرگ آرتور مدتهاست گم شده. آرتور به دنبال اوست و از روی علائم به جا مانده متوجه می شود که او در سرزمین مینی مویهاست. مینی مویها (The Invisibles) موجودات کوچکی هستند که با ذره بین هم دیده نمی شوند…
یک نینجا استخدام می شود تا در مقابل یک کینه جوی پیر که قصد دارد دولت ژاپن را ور اندازد، ایستادگی کند. او باید با افراد این شخص که همگی دارای قدرت های شیطانی ماورای طبیعی هستند مبارزه کند...
«دیوید شاین» (کیوساک) می خواهد نمایش نامه ای را روی صحنه ببرد، ولی سرمایه ی لازم را ندارد و مجبور است به سردسته ی یک باند تبهکار متوسل شود که می خواهد محبوبه ی سبک مغزش، «آلیونیل» (تیلی) را روی صحنه ببیند. «چیچ» (پالمینتری)، محافظ «آلیو» هم باید در تمام مدت تمرین هم راه «دیوید» باشد و «دیوید» آرام آرام پیشنهادهای سازنده ای درباره ی نمایش نامه از «چیچ» دریافت می کند...
این فیلم داستان «مارک چاپر» را روایت می کند، یک جنایتکار افسانه ای که در دوره حبس اش در زندان به جرم قتل، زندگی نامه خودش را می نوشت. کتاب چاپر، که این فیلم هم بر پایه همان ساخته شده، یکی از پرفروش ترین کتاب های سال بود...