«ناتالی» دختری 17 ساله است که فکر می کند در زندگی اش همه چیز دارد و هیچ کم و کاستی احساس نمی کند، تا اینکه عاشق پسری می شود که هیچ چیزی برای از دست دادن ندارد...
« چارلى » ولگرد ( چاپلین ) كه پلیس او را با خلافكارى اشتباه گرفته است، به سیركى پناه مىآورد و به عنوان دلقك استخدام مىشود، و چیزى نگذشته كه به نادخترى صاحب سیرك ( كندى ) دل مىبندد...
«رابرت» ( ایوان مک گرگور ) یک نظافتچی است که بعد از اینکه رئیسش او را اخراج کرده و یک روبات را جایگزین او می کند، تصمیم می گیرد دختر رئیسش، «کلین» ( کامرون دیاز ) را گروگان بگیرد...
این فیلم داستان زندگی ۴ مرد جوان از محله فقیر نشین "نیوجرسی" است که به هم میپیوندند تا گروه معروف راک به نام “چهار فصل” را بسازند. داستان فیلم به چهار بخش برخاستن، دوران سخت، مشکلات شخصی و پیروزی نهایی گروهی از دوستان است که موسیقی شان تبدیل به نماد یک نسل شد.
در طول کولاک و گیر افتادن در یک ایستگاه استراحت بزرگراهی در کوهستان، یک دانشجو کودک ربوده شده ای را پیدا می کند که در ماشینی متعلق به یکی از افراد داخل آن پنهان شده است.