«مرد جوانی به نام «جان فارلی» (اسکات) وقتی پس از مدت ها به خانه برمی گردد متوجه می شود که مادرش (ساراندون) می خواهد با «آقای وودکاک» (تورنتن) که قبلا معلم ورزش منفور مدرسه اش بوده، ازدواج کند. او برای جلوگیری از این وصلت تمام سعی خود را می کند...
«فرانکی» (فایفر) پیشخدمت «آپولو»، رستورانی در مرکز شهر نیویورک است که زندگی تنهایش بین محل کار و آپارتمان کوچکش محدود می شود. «جانی» (پاچینو) نیز کلاهبرداری است که پس از هجده ماه حبس به نیویورک می آید. و «نیک»، مالک مهربان «آپولو» او را به عنوان آشپز استخدام می کند. پس از چندی میان «فرانکی» و «جانی» رابطه ای دوستانه ایجاد می شود...
وقتی "سیدرات" به همراه همسر جدید خود از آمریکا به خانه اجدادی خود در هند می روند، صحبتهایی راجع به روح در خانه می شوند. اما اتفاقاتی به سرعت موجب می شوند باورهایشان را تغییر دهند و...
زمانی که صاحب مزرعه اقدام به ترک مزرعه اش می کند، حیوانات مزرعه شروع می کنند به بازی کردن و آواز خواندن و رقصیدن. اما اوضاع نمی تواند تا ابد به همین شکل ادامه یابد. نهایتا کسی باید پا پیش بگذارد و امورات مزرعه را در غیاب صاحبش اداره کند...
سالها پیش "جک کاتر" خانه خود در سیاتل را ترک کرد تا تبدیل به یکی از مدیران مالی مافیا در لاس وگاس شود.او برای مراسم تدفین برادرش "ریچارد" که در یک تصادف رانندگی کشته شده است بازمی گردد.اما "جک" احساس می کند برادرش به قتل رسیده است و...
داستان در مورد دو همسایه می باشد که یکی از آنها برای تعطیلات خانه اش را تزئین می کند و به آن رنگ و لعاب می دهد در حدی که این خانه از فضا قابل مشاهده است. او مهمانی ای بزرگ در خانه راه می اندازد و...