زمانی که یک تاجر ثروتمند برای یافتن برادر گمشدهاش به راه می افتد، با دنیای خلافکارانی زاغهنشینان و ولگردها رو به رو می شود که تهدید ش می کنند که خانوادهاش را متلاشی و سلامت روانش را سلب خواهند کرد.
اووگنی وانگین زندگی پر زرق و برق و مجللی دارد: مجلسها، ضیافتها، نخستین نمایشهای تئاتر و دیگر تفریحاتی که پایتخت میتواند برای یک جوان ارائه دهد. اما زندگی اجتماعی مدتهاست که او را خسته کرده و بنابراین خبر بیماری داییاش که در روستا زندگی میکند، برایش فرصتی به نظر میرسد تا از این دنیای ناخوشایند فرار کند. با این حال...
تابستان سال 1982 در لانگ آیلند است. جی جی که برای پدرش کار می کند، ناخواسته دل به دختری به نام دبی می بازد. فرانکی نیز مجددا درگیر عشقی فراموش شده در گذشته اش شده و به کام آن کشیده می شود. اما با سرد شدن هوا، روابط آنها نیز سرد می شود و...
فردی انتحاری حافظهاش را از دست داده و بمبی درون قلبش دارد. اکنون همه چیز به افسران پلیس بستگی دارد تا مانع انفجار این بمب شده و جان افراد بی گناه را نجات دهند.
داستان فیلم در مورد یک ترانه سرای خجالتی به نام "هانا" است که متوجه شده دوستش "تئو" در درمان بیماری اسکیزوفرنی خود دچار مشکل شده است. "هانا" به "تئو" که تهیه کننده ای قابل احترام است، کمک می کند تا وارد یک مرکز روانپزشکی شود و به آن پایبند بماند. این مرکز روانپزشکی سعی می کند تا نارسایی های سیستم ذهنی افراد را آشکار کند.
دختری به نام کارن، دل شکسته پس از یک جدایی یک طرفه، به خانه ی سابقشش در مجاورت یک دریاچه بازمیگردد. در آنجا او وارد رابطه پیچیده ای با زن جوانی به نام لانا می شود که...