"ایزابت" همسر بددهن و الکلی خود "رولف" را ترک کرده،چمدانش را بسته،و به همراه فرزندان خود به خانه برادرش "گوران" می رود.او در شهرکی زندگی می کند که سن مردم آن بین 25 تا 35 سال است.اتفاقاتی که در این شهر به وقوع می پیوندد نه تنها بر روی اعضای خانواده بلکه بر روی دیگران نیز تاثیر می گذارد...
"زک" که مجبور شده رویای خود برای رفتن به مدرسه هنر را ترک کند،کاری بی هدف را دنبال کرده و به خواهر خود کمک می کند تا از پسرش مراقبت کند.در اوقات بیکاری او موج سواری کرده و با بهترین دوستش "گیب" که در منطقه ثروتمند شهر زندگی می کند بیرون می رود.وقتی "شاون" برادر بزرگتر "گیب" به خانه بازمی گردد در استعداد و اعتماد به نفس "زک" غرق شده و...
در این انیمیشن کمدی سیاه، یک خانواده فقیر، یک برنامهریز مضطرب، و یک صاحبخانهی خسته، در طول دورههای مختلف زمانی، به یک خانهی مرموز واحد گره میخورند.
هنگامی که پرواز شماره 2549 در میانه راه دچار اختلالات فنی شده و هر لحظه امکان دارد که این آخرین لحظات زندگی افراد این هواپیما باشد، کاپیتان ، خدمه هواپیما و مسافران تصمیم می گیرند بجای اینکه در جای خود نشسته و منتظر مرگ باشند، کارهایی را انجام دهند که همیشه آرزویش را داشتند و ...
"دیمین" شیطانی که به قدرت و دانش کامل رسیده در آستانه وارد کردن آخرین ضربه خود است.فرزند مسیح بار دیگر در بریتانیا به دنیا می آید.نقشه او ساده است،پسر را پیدا کرده و همه آنها را به قتل برساند...
دو دهه پیش، «اما» به دنبال مردی بنام «تانکردی ریچی»، که از او خواستگاری کرده بود، روسیه را ترک کرد. اکنون او عضو خانواده قدرتمند صنعتی در میلان، و همینطور مادر سه فرزند است. اما او چندان از زندگی اش راضی نیست، تا اینکه روزی «آنتونیو»، سرآشپزی جوان، که همکار پسرش هم هست، توجه او را به خودش جلب می کند. طولی نمی کشد که رابطه ای را با این مرد جوان آغاز می کند...
پرووانس، دهه ی 1930. «اوگولن سوبیران» (اوتوی) به کمک توطئه ای که با عمویش، «سزار» (مونتان) طرح کرده بود، در کسب و کار پرورش گل به موفقیت رسیده است. او دل باخته ی «مانون» (بئار)، دختر «ژان دو فلورت»، (مزرعه داری که طی این توطئه به خاک سیاه نشست و مرد) شده است.