مادلین کالیفرنیا، موزه ی تاریخ طبیعی. یکی از نگهبانان امنیتی اخراج شده ی موزه به نام «سام بیلی» (تراولتا)، تصادفا به یکی از نگهبانان تیراندازی می کند و سپس گروهی از بچه های مدرسه ای که برای بازدید موزه آمده اند، و هم چنین گزارش گر تلوزیونی، «ماکس براکت» (هافمن) را گروگان می گیرد. اما حالا «براکت» این ماجرا فرصتی می بیند تا وضعیت شغلی اش را احیا کند...
داستان یک گاوچران جوان که پس از بهبود آسیب دیدگی مهلکش از ناحیه سر، سعی می کند با دید تازه ای به زندگی نگاه کند و بفهمد بودنش به عنوان یک مرد در قلب آمریکا چه مفهومی دارد.
کیت در دره اکو، منطقهای دورافتاده و خوشمنظره، صاحب مزرعه پرورش و تربیت اسب است و در عین حال با یک مصیبت شخصی دست و پنجه نرم میکند. در همین حین، دخترش کلر، ترسیده، لرزان و آغشته به خون شخص دیگری، جلوی در خانهاش ظاهر میشود.
هنگامی که دشمنان ''بوریس''، ''ناتاشا'' و رهبر ''بی باک'' به دنیای واقعی با یک طرح نابکارانه فرار کردند، ''راکی'' و ''بول وینکل'' همین کار را انجام داده و با یک مامور جوان اف بی آی همراه می شوند تا آن سه را متوقف کنند.
دو دختر کوچک در دو کشور مختلف دچار کابوسی می شوند که در جریان آن فردی بدون چهره قصد دزدیدن صورت آنها را دارد. به نظر می رسد که این کابوس تنها یک توهم باشد اما رفته رفته این فرد از کابوس به زندگی واقعی بچه ها هم وارد می شود...
مرد سیاه پوستی برای انجام ماموریتی وارد اسپانیا می شود و افراد مختلفی را ملاقات می کند و در هر ملاقات یک کبریت بین آنها رد و بدل می شود تا در نهایت ماموریتش را به انجام می رساند...