داستان در سال 1949 رخ می دهد و درباره ی یک تاجر میانسال بنام "هری آلن" (کریس کوپر) است، که با "کی نسبیت" (ریچل مکآدامز)، یک بیوه ی بازمانده از جنگ رابطه دارد. او به یکی از بهترین دوستانش که تنها و افسرده است پیشنهاد می دهد که دیداری با معشوقه اش داشته باشد، بلکه از تنهایی اش کاسته شود...
یک خدمتکار شاهد قتلی در یک هتل مجلل میشود و در این بین یک پلیس ماجراجو وظیفهی رسیدگی به این پروندهی جنایی را برعهده میگیرد. اما به زودی مشخص میشود که افراد مهمی نمیخواهند این پرونده در جریان باشد.
در این فیلم ون دام نقش شخصی به نام رودی را بازی می کند که پدرش یک باستان شناس است. پدرش عازم سفری به اسرائیل می شود که در آنجا ناپدید شده و رودی می رود تا وی را پیدا کند. رئیس پلیس ادعا می کند که پدرش اصلاً وارد کشور نشده...
بعد از شیوع یک ویروس خطرناک که برخی از مردم را به زامبی تبدیل کرد، دنیایی آخرالزمانی در حال شکل گیری است و مردم از وضیعیت بسیار ترسیده و میخواهند که محیط اطراف زندگی آنها بدون هیچ زامبی و بیماری باشد. به همین دلیل سازمان ملل متحد یک برنامه ریزی انجام داده تا بتوانند از گسترش این ویروس جلوگیری کنند ...
هنگامی که ویروسی, آدم فضایی های دورگه ساکن کره زمین را تهدید می کند، کاپیتان رز کورلی برای نجات آنچه از بشریت باقی مانده ، تیمی از مزدوران نخبه را در یک مأموریت فضایی هدایت می کند.