سرپرست یک یتیم خانه و بچه هایش برای نجات یتیم خانه فقیر خود ، با یک ناخدای قایق کهنه شریک می شوند تا فرصتی برای برنده شدن در یک مسابقه پرسود ماهیگیری داشته باشند…
"وایلد بیل هیکاک" کلانتری مشهور، توسط گذشته و شهرت خود تعقیب می شود. او مورد علاقه "کلامیتی جین" است اما نمیتواند ابراز علاقه کند. فیلم زندگی او را زیر ذره بین قرار می دهد ...
زمانی که یک کشیش ایمانش توسط یک واعظ خیابانی متزلزل می شود، او به یاد می آورد که ایمان واقعی باید در عمل نشان داده شود. این فیلم جوابی برای سوالی است که همه باید در زندگیشان به آن برسند: "آیا به خدا ایمان دارند؟"
دونوجوان پس از اینکه تلاش می کنند یک مرد را در مترو نجات دهند، در یک اتاقی از خواب بیدار می شوند که توسط یک گوهی سیاه کنترل می شود و آنها را مامور کرده تا سراغ بیگانگان مخفی شده در زمین بروند و آنها با بکُشند...
"راکوئل" دختری است که توسط خانواده ای متوسط به سرپرستی پذیرفته شده اما در هفده سالگی خانواده را ترک و به کالجی در سائو پائولو می رود.پس از مدتی که کار خود را آغاز می کند تصمیم می گیرد بلاگی ساخته و در آن از تجربیاتش بنویسد.بلاگ او به سرعت تبدیل به یکی از محبوبترین بلاگها در سطح برزیل می شود ...
داستان در سال 1969 در یک مدرسه ی دخترانه اتفاق می افتد و در مورد دختری جذاب به نام "ابی" و بهترین دوستش "لیدیا" می باشد. پس از رخ دادن یک فاجعه، موج جدیدی از غش کردن های مرموز اکثر دانش آموزان مدرسه را در بر می گیرد.