در اواسط قرن هفدهم، پدر لافورگ، كشیش ژزوئیت فرانسوی برای ترویج مسیحیت میان سرخپوستان هورون، به همراه مرد جوانی به نام "دانیل" و گروه كوچكی از سرخپوستان هورون كه چومینا ریاست آن را به عهده دارد، به سوی محل سكونت قبایل هورون رهسپار می شود. در میان راه، "چومینا" رویای عجیبی می بیند كه در آن كلاغ سیاهی، چشمان او را از حدقه بیرون می آورد. سرخپوستان كه از این رویا وحشت كرده اند و از بهشتی كه پدر لافورگ برای آنها توصیف كرده، دلسرد می شوند و او را تنها می گذارند و به راه خود می روند...
در پاریس، یک مرد بنام «فرانسیس» در یک قرعه کشی برنده می شود. او به یک میخانه می رود و به یک فاحشه بنام «دانیلا» پیشنهاد می کند، که در ازای گرفتن صد هزار یورو در ماه، تا زمانی که پولش به اتمام برسد، با او زندگی کند. فرانسیس مردی تنها است و ناراحتی قلبی هم دارد، دانیلا به مدت ۸ روز پیش او می ماند، اما...
"سایمون" که مسئول جمع آوری زباله است با "هنری" رمان نویسی شوخ طبع اما بی استعداد آشنا می شود."هنری" دنیای جادئی ادبیات را به او معرفی کرده و او شروع به نوشتن می کند.در حالیکه ...
داستان معلمی آرمان گرا که متوجه می شود دانش آموز نخبه ای حاضر است برای گرفتن نمره برتر، دست به هرکاری بزند لذا سعی می کند با همین انگیزه از این دانش آموز سواستفاده کند.
داستان زوج جوانی که صبح یک روز از خواب بیدار شده و در می یابند که تمام مردم دنیا ناپدید شده اند. اکنون آنها علاوه بر اینکه دغدغه زنده ماندن را دارند، باید از رمز و راز این ماجرا نیز مطلع گردند…
سپتامبر سال 1944، چند روز پیش از خرج فنلاند از جنگ جهانی دوم. یک تک تیرانداز فنلاندی زندانی به نام "ویکو" موفق به فرار می شود. "ایوان"، کاپیتان نیروهای شوروی که توسط پلیس مخفی دستگیر شده است، فرار می کند. آنها دو سرباز از دو طرف مخالف جنگ هستند. زنی به نام "آنی" در مزرعه خود به آنها پناه می دهد و...
کسب و کار کشاورزی یک خانواده توسط یک بحران غیرمنتظره تهدید می شود . رابطه ی بین پدر و پسر سرکش او در حال تخریب است. در جهان رقابتی از کشاورزی مدرن، هنری ویپل با اهداف بلند پروازانه اش از پسرش میخواهد که در این رقابت جهانی به او کمک کند تا بتوانند در این میدان رقابتی بزرگ پیروز شوند...