یک نویسنده داستان های جنایی واقعی با دیدن یک فیلم ۸ میلیمتری در می یابد جنایتی که در حال حاضر انجام شده است به قاتلی زنجیره ای مرتبط می شود که قدمتش به دهه ۱۹۶۰ بر می گردد …
«کال» (استیو کارل) مرد میانسالی است که همه چیز زندگی اش در مسیر درست و خوبی است. خانواده ای خوب، شغلی مناسب و محیطی دوستانه. اما زمانی که او با همسرش دچار مشکل میشود و «امیلی» به فکر طلاق گرفتن می افتد و کال را برای مدتی ترک می کند، همه چیز خراب می شود. در همین بین کال با مردی به نام «جیکاب پالمر» آشنا می شود که به او توصیه می کند تا برای مدتی هم که شده به صورت مجردی خوش بگذراند تا بعدا دوباره همسرش را راضی به زندگی کند...
این فیلم داستان یک ناوگان نیروی دریایی است که یک روز مجبور می شوند با بیگانه ها که به زمین آمده اند مبارزه کنند و آنها را از بین ببرند، این بیگانگان به زمین آمده اند تا یک منبع انرژی در زیر اقیانوس بسازند و...
زمستان خود را به قطب جنوب رسانده است. خورشید به زودی برای مدت شش ماه ناپدید خواهد شد. گروهی کوچک به نام وینتررز در ایستگاه تحقیقاتی قطبی پولاریس شش باقی مانده اند تا به تحقیقات ابتکاری خود ادامه دهند. این تحقیقات نقشی بسیار مهم و حیاتی در مبارزه علیه تغییرات جوی کره ی زمین، ایفا خواهد کرد....
برای وکیلی که باخت در مقابل مردان را نمی پذیرد و بازیگری در لیست A که به زنان بی اعتماد است، عشق معنی ندارد - تا زمانی که مجبور شوند با یکدیگر قرار بگذارند.
«آنی» (کریستن ویگ) دختر ساده و محبوبی است که قرار است به زودی مراسم عروسی خود را برگزار کند. او از دوستش «لیلیان» (مایا رادولف) می خواهد تا در مراسم ساقدوش او باشد اما آنی دوستان دیگری نیز دارد که هر کدام میخواهند کاری کنند تا جشن او به بهترین شکل اجرا شود و به این ترتیب در روز عروسی هر کدام از دوستان در حین برگزاری، تغییراتی در نحوه ی برگزاری ایجاد می کنند تا به شکلی که خودشان فکر می کنند مراسم را بهتر برگزار کنند. اما وقتی چندین نفر میخواهند یک کار را انجام دهند معمولا نتایج عجیب و غریبی به بار خواهد آمد.
آدم فضایی ها به همراه نگهبانانشان از دست شکارچیان بین کهکشانی در روی زمین پنهان شده اند. آنها را فقط به ترتیب عددی می توان کشت, و شماره چهار در لیست بعدی قرار دارد. این داستان اوست.
داستان این فیلم درباره ی مهندسانی است که به خاطر آسیب دیدن یک دکل نفتی در آلاسکا با هواپیما عازم آلاسکا می شوند ولی به دلایل نامعلوم هواپیما سقوط می کند و عده ای از آنان از این سانحه جان سالم بدر می برند اما به دلیل اینکه تجهیزات رادیویی از بین رفته آنها نمیتوانند درخواست کمک کنند پس برای زنده ماندن دست به هرکاری می زنند و...
کاپیتان «ویدیکر» خلبان یک شرکت هواپیمایی است و برخلاف قوانین، عادت به استفاده از مشروبات الکلی دارد. او در یکی از روزهای کاری و درحالیکه پرواز آرامی را پشت سر میگذارد ناگهان متوجه یک نقص جدی شده و هواپیما را در حال سقوط میبیند.