«مری»، دختر 8 ساله ای هست که در ملبورن زندگی میکند و چگونگی به دنیا آمدن بچه، برایش سوال برانگیز شده است. برای رسیدن به جواب قطعی، تصمیم میگیرد به یکی از شهرو وندهای آمریکایی نامه بنویسد. نامهی او به دست مرد 44 ساله ای به اسم «مکس» میرسد که یک یهودی تنها و افسرده میباشد. این دو، در برخی موارد به هم شبیه هستند و رابط طهشان از طریق نوشتن نامه ادامه پیدا میکند.
یک مرد به همراه پسرش، به تنهایی از میان سرزمین های سوخته آمریکا عبور می کنند، در حالی که هیچ چیز بجز خاکستر در باد، حرکت نمی کند. هوا بقدری سرد است که بر سنگ ها شکاف می اندازد. آن ها به دنبال مکانی گرم تر در سرزمین های جنوبی می گردند، در حالی که مطمئن نیستند چه چیزی در آنجا انتظارشان را می کشد...
یک قطار با بی توجهی بعضی از کارکنان راه آهن، با سرعت بالا به راه افتاده و در آستانه برخورد با موانع سر راه و انفجار است. اما یک مهندس کهنه کار و دستیارش وارد جریان میشوند تا از یک فاجعه جلو گیری کنند.
مگامایند که یک تبهکار نابغه است، بعد از کشتن قهرمان محبوب شهر، کم کم حوصلهاش سر می رود، زیرا دیگر حریفی برایش باقی نمانده تا با او بجنگد. از این رو تصمیم به سااختن یک قهرمان جدید، بنام تیتان می گیرد. اما تیتان بجای اینکه از قدرتش در راه خیر استفاده کند، کمر به نابود کردن دنیا می بندد و مگامایند مجبور میشود برای اولین بار در عمرش دنیا را نجات دهد.
فضانوردی به نام «سم بل» از طرف سازمان فضایی ناسا ماموریت دارد تا در طول ۳ سال به اکتشاف و بررسی در سطح کره ماه بپردازد. او در طول این ۳ سال در کره ماه تنهاست و هر روز نیز ثانیه شماری می کند تا دوره ماموریت اش تمام شود تا بتواند به زمین و نزد خانوده اش برگردد و در طول این مدت تنها همدم او نیز کامپیوتر پیشرفته ای به نام گرتی است. اما...
سید که سرپرستی سه تخم دایناسور را بر عهده گرفته، تصادفا از دنیای گمشده زیرزمینی دایناسور ها سر در می آورد و گرفتار مادر واقعی تخمها میشود. از این رو دوستانش تصصمیم میگرند او را نجات دهند.