«تری» یک دلال اتومبیل است که زندگی آرامی دارد. او که همیشه از گذشته اش فراری ست از کلاهبرداری های عمده دوری می جوید. اما در ادامه یک مدل زیبا به اسم «مارتین» که در گذشته همسایه آنها بوده بسراغش می آید و به او پیشنهاد می دهد که رهبری عملیات سرقت از یک بانک در شهر لندن را بعهده بگیرد که در صورت موفق بودن، میلیون ها پوند پول نقد و جواهرات عاید آنها می شود...
«آلیسون اسکات» بعد از ترفیع گرفتن در شغلش، همراه خواهر بزرگترش در یک کلوب جشن می گیرند. در آنجا آلیسون با مردی بنام «بن استون» آشنا میشود و وقتی که مشغول صحبتند، خواهر آلیسون که کاری برایش پیش آمده آنجا را ترک می کند. اما آلیسون و بن با هم می مانند، و در حالت مستی، تمام شب را به خوش گذرانی می پردازند. هشت هفته بعد آلیسون می فهمد که...
«بنجامین بارکر» (دپ) آرایش گری است که با همسر و دخترش در لندن زندگی می کند. «قاضی تورپین» (ریکمن) که به همسر او نظر دارد، با ترتیب دادن اتهامی دروغین به «بارکر» او راهی زندانی در استرالیا می کند. سال ها بعد «بارکر» از زندان می گریزد و در جست و جوی زن و فرزندش، با هویتی جدید: «سویینی تاد» در لندن ساکن می شود.
دختر چهارده سالهای به نام سوزی توسط همسایهاش مورد تجاوز قرار گرفته و سپس کشته شده است. او حالا از بهشت به تماشای خانوادهاش مینشیند که چطور با مسئله قتل او کنار میآیند و همچنین به قاتلش مینگرد که چه طور مدارک جرم را پنهان میکند تا از دست پلیس و ماموران فرار کند…
یک گروه تروریستی که مبنای عملکردش اینترنتی ست, وارد مرکز کنترل اینترنت نیویورک شده و به نوعی تمام تلوزیون، آب و برق و گاز و مخابرات شهر را تحت کنترل خود در می آورد و دیگر هرگونه عکس العمل را از دیگران سلب می کند. افسر پلیس «جان مکلین» به همراه هکر جوانی سعی در نفوذ در این گروه و جلوگیری از خراب کاری های آنها را دارد.