این داستان نبرد ایووجیما بین ایالت متحده و ژاپن در خلال جنگ جهانی دوم است که از سوی دو دوست در ارتش ژاپن نقل شده است. آنها داستان کشته شدن دوستانشان را شرح می دهند، در حالی که شـــاهد کشته شدن آنها بوده اند و نمی توانستند کاری برایشان انجام دهند...
دختری جوان سانحهی وحشتناک یک ترن هوایی را قبل از وقوع می بیند و عدهای را از سوار شدن به آن باز می دارد. اما او نمی تواند جلوی مرگ را بگیرد، و تمام کسانی که از آن حادثه جان سالم بدر بردهاند، یکی یکی بشکلی دلخراش می میرند.
«وایولا» دختری علاقهمند به فوتبال است، اما نمی تواند در تیم فوتبال دختران بطور حرفهای بازی کند. بعد از اینکه برادر دوقلویش «سباستین» برای چند د هفته به لندن میرود، او تصمیم می گیرد خودش را بعنوان یک پسر جا بزند و به مدرسه جدید سباستین برود. طولی نمی کشد که او عاشق یکی از هم تیمیهایش ببنام «دوک» می شود و خیلی زود می فهمد که تنها کسی نیست که عاشق دوک است.
مجموعه درام پنج قسمتی که عواقب وحشتناک بنبست فاجعهبار واکو در مجتمع برانچ دیویدیان را به تصویر میکشد - رویدادی که جنبشهای شبهنظامی آمریکای یی را تقویت کرد و به رادیکال شدن تیموتی مک وی و تری نیکولز کمک کرد.
راکونی زیرک یک خانواده از حیوانات جنگلی ناهمنوع را گول میزند تا بدهی غذاییاش به یک خرس را، با دستبرد زدن به خانههای انسانها، فراهم کرده و بر رگرداند... و او در این میان چیزهایی هم در مورد خانواده داشتن یاد میگیرد.
در اوایل دهه 1970 نیکلاس گاریگن، دکتر اسکاتلندی جوانی برای کار به روستایی در اوگاندا می رود. در آنجا با رئیس جمهور جدید، ایدی امین، آشنا می شود که عصر طلایی تازه یی به آفریقایی ها نوید می دهد. گاریگن جذب حرف های او شده و خیلی زود تبدیل به نزدیک ترین مشاور و پزشک خصوصی ایدی امین می شود. اما با شروع کشتارهای دیوانه وار در اوگاندا که کشور را به سوی شورشی خونین می برد، سرشت واقعی امین بر گاریگن آشکار شده و...
سرباز «جو بائرز» که از لحاظ هوش یک آمریکایی سطح میانی به حساب می آید، توسط دولت برگزیده میشود تا در یک آزمایش فوق سری نقش موش آزمایشگاهی را بازی کند. او به ۵۰۰ سال در آینده فرستاده می شود و در میابد که در آنجا جامعه انسان ها بقدری کودن و کند ذهن شده اند که جو باهوش ترین انسان به حساب می آید...
تمامی پنگوئنها برای ادامهی نسل خود، باید آواز بخوانند تا با این روش، امکان جفتگیری برایشان فراهم شود. متاسفانه «مامبل» کوچکترین استعدادی در این زمینه ندارد و تلاش والدینش برای رفع این موضوع بینتیجه است. او در عوض، استعدادی دیگری دارد و آن هم رقصیدن است.