«گریسی هارت» (بولاک)، یکی از مأموران سرسخت FBI به خاطر اخلاق بد و پرخاش گرش، دوستان زیادی ندارد. قابلیت های واقعی «گریسی» زمانی محک می خورد که محل برپایی مراسم انتخاب ملکه ی زیبایی ایالات متحد مورد تهدید یک تروریست قرار می گیرد و او مأموریت می یابد تا با نفوذ در مراسم، به غائله خاتمه دهد.
جوزو اینویی هیچ خاطره ای از زندگی پیشین خود یا این که چه کسی سرش را با یک اسلحه جایگزین کرد، ندارد. او اکنون به عنوان "رافع" در خیابان های تاریک شهر مشغول است و از این راه به زندگی خود ادامه می دهد.
السکاندرای ویرجینیا، سال 1971. بر اساس حکم دادگاه، سه دبیرستان - دو دبیرستان سفید پوستان و یک دبیرستان سیاه پوستان - به ناچار و برای نخستین بار در هم ادغام می شوند. در نتیجه، «بیل یوست» (پاتن) مربی با سابقه ی تیم فوتبال امریکایی یکی از این سه دبیرستان، مجبور به کناره گیری می شود و جای خود را به «هرمن بون» سیاه پوست (واشینگتن) می دهد...
بعد از سقوط فضاپیمایی در یک سیاره به ظاهر بی جان خدمه آن سعی در در شناخت بیشتر سیاره میکنند ، آنها به زودی متوجه میشوند که برای زنده ماندن باید هر چه زودتر سیاره را ترک کنند.
یک هتل کثیف در شهر بانکوک. «دافی»، مرد پریشان احوال و معتاد اسکاتلندی، نقشه ی یک جزیره ی رویایی را به جوانی امریکایی به نام «ریچارد» می دهد و سپس خودکشی می کند. «ریچارد» نیز به اتفاق یک زن و شوهر فرانسوی عازم پیدا کردن آن جزیره می شوند...
این فیلم دارای سه خط داستانی میباشد که با یک تصادف به هم وصل میشوند. پسر جوانی که با سگ خود، وارد مسابقات شرطبندی میشود؛ مدل زیبایی که با م مردی متاهل رابطه دارد؛ و پیرمردی دورهگرد که هر روز با سگهای خود در شهر پرسه میزند.
سرنوشت دو زن – هر دو مبارزانی با کفایت – در دوران «سلسله ی چینگ» در هم گره می خورد؛ یکی «زی یی» و دیگری «یئو» که سرانجام به یک رویارویی خشنونت بار و شگفت انگیز کشانده می شوند ...
پس از درگیری «کیپ» (ریبیزی) باا رئیس یک باند تبهکاری، برادر بزرگ ترش، «رندال رینز» (کیج) برای نجات جان برادرش، متعهد می شود که با همکاری چند سارق حرفه ای اتومبیل یک شبه پنجاه اتومبیل گران قیمت را بدزدد...