دختر جادوگر جوانی به دلایلی مجبور می شود مستقل زندگی کند. در این راه او درگیر سختی های زندگی می شود، که برای گذران از این شرایط از قدرتش استفاده می کند ، او وارد شغلی می شود که ماجراهای زیادی را برایش به ارمغان می آورد.
فرانک مارتین باید دختر ربوده شده یک مقام دولتی را به شخصی تحویل دهد، ولی در بین راه عواطف و احساسات فردی وی باعث بروز مشکلاتی در انجام ماموریتش می شود...
چز قهرمان اسکیت سواری روی یخ است که رقیب سرسختی به اسم جیمی دارد . چز فردی لاابالی و بی ادب است اما جیمی برخلاف او جوانی مودب و خوش اخلاق می باشد . در ادامه در جریان یک مسابقه جهانی اسکیت که آنها برای کسب مدال طلا با هم رقابت می کنند با یکدیگر درگیر شده و فدراسیون جهانی آنها را برای همیشه از شرکت در مسابقات انفرادی اسکیت روی یخ محروم می کند . چند سال بعد مربی آنها پیشنهاد جالب و عجیبی به آندو می دهد و آن اینکه آنها بعنوان یک زوج اسکیت سوار مرد در مسابقاتی شرکت کنند که مخصوص زوجهای مرد و زن است . آنها این پیشنهاد را پذیرفته و چون هر دو مرد هستند توانایی بیشتری نسبت به رقبا دارند و این باعث می شوند قهرمان های کنونی این رشته یعنی استرانتز و فیرچایلدون تصمیم بگیرند هر طور شده شر آنها را کم کنند .
نامادرى ظالم « سیندرلا » به او اجازه نمى دهد در جشن باشكوه قصر پادشاه براى برگزیدن عروس خانواده ى سلطنتى ، شركت كند . در این جا ، پرى مهربانى بر « سیندرلا » ظ ظاهر مى شود و او را به كمك جادو با ظاهرى آراسته به جشن مى فرستد...
«میلک» در چارچوب داستانی واقعی، به زندگی «هاروی میلک» (شان پن) میپردازد. میلک در دهه ۷۰ میلادی در راهاندازی یک مغازه دوربینفروشی، فعالیتهای خود را در راه پش شتیبانی از حقوق همجنسگرایان آمریکا آغاز کرد. او با تلاش زیاد و پس از چندین بار نامزدی، سرانجام موفق شد در سال ۱۹۷۷ به دفتر هیئت حاکمه شهر سان فرانسیسکو راه پیدا کند. در پی افزایش قدرت سیاسی میلک، حضور دن وایت همتای او در شهرداری، رنگ باخت...
«ریدیک» ( وین دیزل ) که مورد خیانت هم نوعانش واقع شده است، خود را در سیاره ای خورشید سوخته و متروکه می یابد که در آن باید با نوعی از بیگانگان فضایی متجاوز مقابله کند، و در این راه قدرتی بسیار بیشتر از قبل بدست می آورد...
آدمکشی که تنها با نام «مامور ۴۷» شناخته شده است، توسط سازمانی بی نام و نشان به کار گرفته شده تا یک ترور را در روسیه انجام دهد. اما او خیلی زود پی می برد که گرفتار یک توطئه سیاسی شده، و پلیس بین الملل و همینطور نظامیان روسیه در تعقیب او هستند.
یک زن جوان بعد از اینکه برای 27 مرتبه ساقدوش عروس بوده است مجبور است در عروسی خواهرش با مردی که او به شدت و پنهانی به او علاقمند است همین نقش را برعهده بگیرد.