لس آنجلس. اداره ی پلیس. «کارآگاه مانتی» (رابینسن) به رغم مخالفت با روش های خشن «ماریون کبرا کوبرتی» (استالون) او را به خدمت می گیرد تا با همکارش، «گونسالس» (سانتونی)، پرونده ی یک آدم کش زنجیره ای (تامپسن)، را که به تازگی شانزدهمین قربانی اش را بی دلیل، به قتل رسانده، به عهده گیرند.
داستان فیلم در مورد شخصی است که هر آنچه از داخل کتاب می خواند به حقیقت می پیوندد. او با خواندن کتاب “اینکهارت” همسر خود را به داخل کتاب فرو برده و اشخاص داخل کتاب داستان را بیرون آورده است و به دنبال راه نجاتی برای بیرون آوردنش از داخل کتاب می گردد که …
«لیندا هنسن» (بولاک) همسرش را در حادثه ی اتومبیل از دست می دهد اما وقتی پس فردای مرگ همسرش از خواب بیدار می شود او را زنده می بیند و متوجه می شود که زمان به عقب برگشته است...
دولت ایالات متحده از «ماچته» ( دنی تریو ) مهاجر خشن مکزیکی، کمک می گیرد تا در مکزیک یک قاچاقچی بزرگ اسلحه را بگیرد که قصد دارد موشکی مسلح را به فضا بفرسد...
«هارولد چیسن» (کورت)، فرزند آرام مادری ثروتمند و سلطه جو (پیکلز)، هیچ دوستی ندارد و تنها به یک چیز علاقه مند است – مرگ. «هارولد» با زن پیری به نام «مود» (گوردون) آشنا می شود که او هم پای ثابت تشییع جنازه هاست.
ناشناسی (نصرالدین شاه) به پلیس بمبئی خبر می دهد که در پنج نقطه شهر بمب گذاری کرده است و تقاضای آزادی چهار تروریست را می کند.کمیسر پراکاش رادهود (آنوپام خر) مسئول این پرونده می شود. ناشناس سرانجام پلیس را متقاعد می کند که چهار زندانی را به فرودگاه ببرد اما