داستان یک محکوم سابق به نام دیلی که در تلاش برای دیدار با دخترش برای اولین بار پس از ترک زندان است. با این حال، تلاش های او به دلیل حمله به کارتل مواد مخدر که توسط بازرس بیجوی برنامه ریزی شده است، متوقف می شود.
این فیلم بر اساس کتاب کلاسیک "جادوگران" نوشته ی رولد دال در سال هزار و نه صد و هشتاد و سه، ساخته شده است و داستان ترسناک، خنده دار و خلاقانه ی یک پسر بچه ی هفت ساله را روایت می کند که در زندگی واقعیش با جادوگران روبرو می شود.
داستان چند نوجوان کنجکاو که به همسایهشان که یک پلیس می باشد، مشکوک میشوند و فکر می کنند که او یک قاتل سریالی است. آنها در طول تابستان برای جمعآوری مدارک تلاش میکنند، اما هر چقدر که به حقیقت ماجرا نزدیکتر میشوند، اوضاع وخیم تر می شود.
«جینا» (راسل) پیشخدمت رستوران است. او زندگی زناشویی بسیار ناموفقی دارد، با این همه باردار است. پس از آشنایی با «دکتر پوماتر» (فیلین) زندگی او کاملا عوض می شود...
«هورتنس» (باپتیست)، زنی است سیاه پوست که پس از پس از مردن والدین صوریاش، دنبال والدین واقعی خویش می گردد و در می یابد مادرش زنی سفید پوست و پا به سن گذاشته به نام «سینتیا» (بلتین) است که با دختر ناسازگارش، «راکسان» (راشبروک) روزگار می گذراند .
داستان فیلم در مورد یک مامور پلیس به اسم وتر ( وین دیزل ) است. او در مرزهای جنوبی امریکا بدنبال یکی از بزرگترین و بیرحم ترین قاچاقچیان مواد مخدر است به اسم لوکرو است. وتر عاقبت موفق می شود او را دستگیر کند و لوکرو به حبس ابد محکوم می شود اما قسم می خورد که روزی از وتر انتقام بگیرد...
این فیلم چند ساعت از زندگی آقای اسکار را به تصویر می کشد، شخصیتی مرموز که دارای زندگی های متفاوتی است: مدیر کارخانه، قاتل، گدا، هیولا، مرد خانواده، و ...
«سارا مورتن» (رامپلینگ) زن نویسنده ی انگلیسی داستان های جنایی - با شخصیتی سرد و خشک - برای نوشتن کتاب جدیدی به محیطی ظاهرا دنج و آرام در فرانسه می رود و مشکلات غیر قابل پیش بینی، نگاهش به دنیا را تغییر می دهد...