داستان کودکی تا بزرگسالی چهاردهمین "دالائی لامای" تبت که پس از حمله حکومت کمونیست چین مجبور به فرار از زادگاه خود شده. و به هند می رود و باقی عمر خود را در تبعید به سر می برد.
"ژولیان" با اسکورت زنان سالخورده در لس آنجلس برای خود کسب و کار پر منفعتی راه اندازی کرده است.او با "میشیل"،همسر یک سیاستمدار محلی رابطه برقرار می کند.یکی از مشتریان او به قتل می رسد و کارآگاه "ساندی" او را وادار می کند در مورد دیگر مشتریانش اطلاعات دهد.
پس از یک ضربه روحی در تابستان، "ملیندا" به دبیرستان جدیدی می رود. او ارتباطش با دوستان و پدر و مادرش را قطع می کند و به گوشه گیری روی می آورد. او داستان تجربه تلخش و دلیل انتخابش برای سکوت را بازگو می کند...
پس از اینکه بیل برایسون بیش از دو دهه از زندگی اش را در انگلستان سپری می کند، به آمریکا باز می گردد و تصمیم می گیرد به همراه دوستان قدیمی خود کوهپیمایی را آغاز کند.
گروهی از کوهنوردان در ارتفاعات اسکاتلند، با دختری مواجه می شوند که توسط چند نفر گروگان گرفته شده است، و طولی نمی کشد که مورد تعقیب گروگان گیر ها قرار می گیرند...
یک تصویر آشنا از زندگی یک زوج متأهل که با گذشت سالها همچنان در کنار هم خوشبخت هستند. اما در طول یک سال اطرافشان را دوستان، همکاران و اقوامی می بینند که از بعضی جهات خوشحال و خوشبخت نیستند...