داستان ماجراهای عاشقانه زن و مردی که از نظر فرهنگی با یکدیگر در تضاد هستند. آنها در دانشگاه احمدآباد با یکدیگر آشنا می شوند و به مرور زمان عاشق یکدیگر می شوند.
همه ساکنان دیترویت تقریبا ناپدید شده اند اما تعداد کمی از آنها هنوز باقی هستند. در حالیکه روشنایی روز از بین می رود آنها متوجه می شوند که تاریکی برای تسخیر آنها در راه است...
“داوی استون” یک الکلی با سابقه کیفری و محکوم به مرگ است که فعلاً تحت نظارت پلیس در خانه سالمندان به خدمات اجتماعی محکوم شده است. "داوی" در آنجا با تلاش برای اصلاح و ترک عادات بد خود به دنبال رهایی از حکمش است و..
زنی پولهای همسرش را که از راه فروش مواد مخدر بدست آورده سرقت می کند و به شهر کوچکی برای مخفی شدن می رود. او در آنجا با انسان ساده لوحی برای اجرای نقشه بعدی اش برخورد می کند و...
کمدینی تلاش میکند تا به بازیگری جدی تبدیل شود، در همین حین نامزدش، به عنوان ستاره برنامههای تلویزیونی واقع نما، با او صحبت میکند تا جشن عروسیشان را از طریق برنامه تلویزیونیاش پخش کنند.