"پارتیک" بچه ای سر راهی در سال 1970 بزرگ شده و شهر خود در ایرلند را ترک می کند. او تلاش می کند تا مادر خود را پیدا کند. او عضو یک گروه موسیقی راک شده و عاشق رهبر گروه می شود...
خانواده ای از شهر به خانه ای بزرگ در نزدیکی یک دهکده نقل مکان می کنند. در حالی که سعی دارند به خانه جدیدشان عادت کنند، متوجه اتفاقات مرموزی می شوند که به گذشته این خانه مربوط می شود...
در جنگل های انبوه، استوایی، زیبا و خطرناک آمازون، انسان های متفاوت باید میان کسب و کار، علم و عشق یکی را انتخاب کنند. یک دانشمند عجیب و غریب در شرف پیدا کردن درمانی برای بیماری سرطان می باشد. این دانشمند یک دستیار پیدا می کند اما او را قبول ندارد چرا که او زن است. آن ها در نهایت یاد می گیرند که در کنار یکدیگر کار کنند و عاشق هم می شوند.
یک مرد روستایی بنام «گوروکنت دسای» در سال ۱۹۵۸ به بمبئی می آید، و از میان خیابان ها خود را حدی بالا می کشد که به «گورو»، بزرگترین سرمایه دار در کل تاریخ هند تبدیل می شود.
«ناشا» بعد از یک تجربه ی حقارت در هواپیما، از خط هواپیمایی شکایت میکند و پولی به جیب میزند، تصمیم میگیرد با این پول کار درستی بکند و آن کار راه اندازی یک خط هوایی است که روح مسافرهایش را پرواز میدهد، خط هواپیمایی که دیسکو کلاب و موسیقی فان دارد و...
داستان نویسنده ای به نام لوئیس که به یک بیماری لاعلاج مبتلا شده است. او پس از غیبتی طولانی نزد خانوادهی خود بازمیگردد تا به آنها بگوید که به زودی میمیرد.