داستان انیمیشن در رابطه با دختر شش ساله ای به نام هوتارو می باشد که در جنگل محل زندگی خود گم می شود. این جنگل که مملو از اشباح کوهستان می باشد محل بسیار خطرناکی برای یک بچه کوچک می باشد، اما هوتارو در جنگل با یک شبح مهربان به نام جین آشنا می شود. جین که یک شبح مهربان می باشد در جنگل کمک های بسیاری به هوتارو می کند اما او یک مشکل بزرگ دارد و مشکل او این است که اگر زمانی انسانی به او دست بزند، او برای همیشه ناپدید می شود....
یک مکان دور افتاده بار دیگر به محل ترسناکی تبدیل می شود مکانی که به عنوان یک تفرجگاه توریستی شناخته میشود. حال توریستهای بی خبر طعمه یک شخص دیوانه که علاقه به کشتن دارد میشوند.
در آخرین روزهای جنگ جهانی دوم، «ژنرال داگلاس مک آرتور» تصمیم گرفت به قولی که در سال 1942 داده بود، وفا کند و دوباره پس از عقب نشینی اجباری از فیلیپین، به آن جا برگردد. بیش از پانصد سرباز امریکایی در اردوگاهی در فیلیپین اسیر ژاپنی ها بودند و با آنان رفتاری بی رحمانه صورت می گرفت و «مک آرتور» می خواست مطمئن شود که این سربازها صحیح و سالم به کشورشان باز می گردند.
داستان زن جوانی که تصمیم میگیرد تا برای یک خطر جدی که زندگی اش را به خطر می اندازد به پیش مردی برود که جهت رفع این خطر می خواهد مراسمی برای آزادی روح و جانش انجام دهد.
سرگروهبان ارنست بیلکو̎ (مارتین) در ارتش آمریکا خدمت میکند. او از موقعیت نظامیاش برای تأمین مالی طرحهای مختلف برای سریع پولدار شدن، مثل قمارهای غیر قانونی در پایگاه نظامی کانزاس استفاده میکند...