سارا دختر نوجوانیست که منتظر تولد هجده سالگی اش است تا از پدر روان پریش خود، دون، دور شود. اما قبل از اینکه حتی شمع ها را فوت کند، دون او را در زیرزمین خانه شان زندانی می کند.
وقتی یکی از ثروتمندان راه آهن بی خبر از مردم کنترل داشته های یک شهر کوچک را بدست می گیرد،گروهی مزرعه دار تصمیم می گیرند با هم متحد شده و چیزی را که متعلق به آنهاست پس بگیرند...
فرزندان جان و ایلین کرولی از بیماری ارثی بسیار نادری رنج می برند و در حالیکه دیگر هیچ امیدی نیست، جان محققی را میابد که تمامی جامعه محققین و دانشمندان وی را به دلیل روش های غیر رسمی اش نفی میکنند اما شاید که او بتواند فرزندان آنها را معالجه کند...
یک پسر یهودی در روزهای ابتدایی جنگ جهانی دوم از خانواده خود جدا شده و به یتیم خانه فرستاده می شود.او به عنوان یک قهرمان جنگی وارد دنیای نازیها شده و در نهایت به عنوان یکی از جوانان هیتلری معرفی می شود....
ویکرام یک پلیس 32 ساله است. در حالی که او با گذشته آسیب زا خود مبارزه می کند، دختری به نام پریثی به طور مرموزی در حیدرآباد ناپدید می شود و ویکرام باید به هر قیمتی این پرونده را حل کند.
در هنگام شام تعدادی از دوستان تصمیم به انجم یک بازی می گیرند. هر کدام از آنها باید موبایل خود را در وسط گذاشته و تمامی پیامها و تماسها را به سایرین نشان دهد.