در سال 1936 منشی یکی از روزنامه های برلین درباره دو کوهنوردی که کاملا با آنها آشنایی دارد مطالبی می نویسد. او بعداً میتواند از صعود دوستانش و سایر کوهنوردان به قله خطرناک ایگر سوئیس گزارشی تهیه کرده و از آن عکس بگیرد.
یک مرد باغبان در لس آنجلس سعی دارد پسرش را از دمخور شدن با گروه های اراذل و اوباش منع کند و به او فرصت هایی بدهد که خودش هیچ موقع در زندگی
نداشته است...
دسته ای از افراد پلیس، گروهی از گانگستر های شهر، و گله ای از مرده های متحرک با هم در نزاع و کشمکش هستند. و همگی قصد دارند به نحوی از این مخمصه جان سالم بدر ببرند...
الکس مردی است تقریبا ۴۰ ساله که با دختری به نام تامارا دوست است و عاشقانه یکدیگر را میخواهند . تامارا در فا*شه خانه ای کار میکند تا بتوانند بدهی ۴۰ هزار دلاریش را پرداخت کنند و الکس هم سخت در تلاش برای پرداخت بدهی هایشان است . اما سر انجام تمامی تلاش هایشان را بی ثمر میدانند و الکس نقشه ی سرقت یک بانک محلی را میکشد …
لارا هندرسون یکی از تئاترهای قدیمی و متروک لندن را خریداری کرده و ان را به اجاره میدهد،در ابتدا موفقیتی نیز کسب شده و به شهرت و سرمایه ای دست پیدا میکنند،اما ...