رخدادی آخرالزمانی به اسم"بحران" دنیای دیوید را از هم پاشیده و او را مجبور میکند که با تکیه بر تکنیکهایی که از بچگی یادگرفته است زنده بماند، دیوید که تنهاست به خیمهای در طبیعت پناه میبرد، اما به زودی یک نفر...
داستان دختری که از گذشته خود گریزان است و شبی را با مردی که بر سر راهش سبز شده می گذارند. اما صبح روز بعد از خواب بیدار شده و متوجه می شود که به دلیل وضعیت فوق العاده در سراسر کشور، مجبور به زندگی مشترک هستند.
داستان منشی ساده لوحی که پس از یک سری مشکلات شغلی ، پیشنهاد هم اتاقی خود را برای کار به عنوان ساقی مواد مخدر در اواسط دهه 1980 در لاگوس در نظر می گیرد.
داستان دانشجویی که آرزوها و رویاهای خود را دارد. کاشف به عمل میآید که این یک رویای محض است و بنابراین او افراد خانواده خود را به قتل میرساند. مدیران رسانههای معمولی به دنبال پاسخی برای فروش بیشتر هستند. یک روانشناس در حال نوشتن یک کتاب در مورد این شخصیت و حادثه است.
داستان مردی 65 ساله به نام جو که به نوعی در برهه حساسی از زندگی اش قرار گرفته , جایی که بحران پیری چالش های سختی را برایش به وجود آورده , امااو قصد دارد با این چالش ها مبارزه کند.