چند هفته ی پیش ماریبث و خانواده اش در یک گردش جنگلی گرفتار یک قاتل روانی به نام ویکتور کراولی شدند و تمام افرد خانواده به طرز فجیعی کشته شدند. اکنون ماری بث که تنها کسی است که توانسته است فرار کرده و جان خود را نجات دهد ، با گروهی از افراد مسلح بازگشته تا اجساد افراد خانواده اش را پیدا و ویکتور کراولی قاتل را نیز بکشد...
در سالگرد پایان جنگ جهانی دوم، برای اینکه صلح در مناطق بیشتری از اروپا گسترش پیدا کند، شاهزاده الیزابت و مارگارت اجازه دارند تا همراه با بقیه عموم این مناسبت را جشن بگیرند. این جشن برای آنها پر از هیجان و خطر است اما برای اولین بار قرار است طعم واقعی عشق را بچشند.
لوک که به تازگی وارد دانشگاه شده است درگیر آسیب روحی خشونت آمیزی از سوی خانواده می شود. او برای کنار آمدن با این مشکل به دوست تخیلی دوران کودکی اش، دنیل، روی می آورد.
جت لی در دوران کودکی خود در یک مدرسه شائولین به آموختن هنرهای رزمی پرداخته ، مکانی که افراد برای مسابقات حرفه ای آموزش میبینند ولی اتفاقاتی میافتد که او و دوستش از این مدرسه اخراج میشوند...
این فیلم داستان عاشقانه ای را از رابطه ای که بین دو شاعر معروف به نام های «تد هیوز» ( دنیل کریگ ) و «سیلویا پلات» ( گوینت پالترو ) بوده است را به تصویر می کشد...