داستان در مورد شخصی با نام ” یاتو ” است که یک خدای کوچک در میان ژاپنی هاست و خود را خدمتگذار مردم میخواند و میخواهد روزی میلیون ها انسان به فرقه ی او روی آورند با اینکه او حتی معبدی نیز برای خود ندارد. او روزگارش را با شرخری برای پنج ین میگذارند تا برای سلاح انسان مانندش و خودش لقمه ای نان فراهم کند. وقتی که روزگار یاتو با تیرگی در حال سپری شدن است ، دست سرنوشت اورا سمت دختری دبیرستانی به اسم ” هیوری ایکی ” میکشاند که یاتو را از تصادف نجات میدهد و خودش به جای او با ماشین برخورد میکند. هیوری زنده میماند ولی تصادف باعث شده که روحش ناپایدار باشد و از بدنش خارج شود …
میامی ساتورو سی و هفت ساله در چرخه یک کار تکراری گرفتار شده است، از زندگی عادی خود ناراضی است، اما پس از اینکه توسط یک دزد کشته می شود،پس از بیداری شروعی دوباره رو پیش روی خود میبیند ...
"ریوجی تاکاسو" به همراه مادر و پدر بد اخلاقش در خانه ای قدیمی زندگی می کند. "تایگا" دختری کوچک و درون گرا اما قدرتمندی است که در همسایگی آنها زندگی می کند. اما او نمی داند که چطور از خود مراقبت کند. "ریوجی" او را زیر پر و بال خود گرفته و به او کمک می کند...
هنگامی که یک پسر نوجوان آفریقایی آمریکایی به شدت توسط پلیس مجروح می شود، تنش و درگیری میان شهروندان آفریقایی تبار و پلیس های سفید پوست در شهر نیوجرسی آمریکا بسیار بالا می گیرد...
نفس کشیدن یک سریال درام هندی است که به بررسی زندگی افراد معمولی با شرایط فوق العاده می پردازد. کبیر، یک افسر با استعداد اما غیرمتعارف شعبه جرم شناسی پلیس درگیر پرونده ای پیچیده میشود…
«خاطرات آینده» در مورد یک پسر دبیرستانی به اسم آمانو یوکیتِرو است که زیاد اجتماعی نیست و دوستان زیادی ندارد، او از صبح که بیدار میشود هر چیزی که می بیند و هر اتفاقی که برایش رخ می دهد را توی تلفن همراهش می نویسد، در واقع تلفنش مثل دفترچه خاطراتش می ماند. تا اینکه یک روز، دِئوس، خدایی که درون تصوراتش خلق کرده بوده، تصمیم میگیرد او را وارد یک بازی جالب کند، بازی خاطرات آینده...